وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰ ساعت: ۱۱:۵۹ ق.ظ

نقش شورای شهرستان و شهرها و روستا ها در بلا اثر بودن نماینده منطقه چه مقدار بوده است؟!!!

با عنایت به نزدیکی انتخابات مجلس در هر محفل و مجلسی حرف و سخن از این است که نماینده مردم در مجلس نتوانسته با مدیریت بر زمان ومنابع در طی چهار سال گذشته تضمین کننده برنامه ریزی و سمت دهی به توسعه همه جانبه و پایدار منطقه باشد و متاسفانه کسی وجود ندارد که بگوید اگر چنین نامرادی و شکستی در استفاده از فرصت در بین مردم عمومی شده نمی تواند تنها ناشی از نقص و نارسایی در فعالیت ها و برنامه های نماینده باشد زیرا شاکله حوزه تصمیم گیری در مسائل شهرستان نظام چندبعدی می باشد که یکی از ابعادآن اختصاص به فعالیت ها و برنامه های نماینده داردو ابعاد دیگر در گرو فرصت شناسی و حضور موثر عناصر و ارکان دیگری می باشدکه امید است با شناسایی یک یک این ارکان و نقشی که هریک از آنها می توانست در تحقق توسعه ویا عدم توسعه یافتگی داشته باشد مشخص شود که چگونه می توانستیم در طی چهار سال دوره نمایندگی نماینده مردم در مجلس و پنجسالی که از دوران حضور شوراییان در عرصه مدیریت شناسایی و بررسی کمبود ها و نیاز مندی ها می گذرد از خوان گسترده منابع و اعتبارات ملی و استانی استفاده نماییم که نکرده ایم ومی توانستیم به توسعه حداقل مطابق با نرم های استانی دست پیدا کنیم که موفق به این کار نشده ایم.!!!

همانگونه که می دانید مردم ایران با انتخاب دو گروه از نمایندگان خود تلاش می کنند که در شکل گیری حاکمیتی مبتنی بر مردم سالاری دینی(که مشخصات خاص خود را دارد و تعهدات مشخصی را متوجه مسئولان و کار گزاران نظام می کند) مشارکت جویند که این دو گروه عبارتند از افراد و مجموعه های فعال در عرصه تقنینیه(قانون گذاری) و مجموعه و افراد فعال در حوزه مدیریت های اجرایی و در ضمن وجود دارندگروه ها و افرادی که با برعهده گرفتن نقش ها و مسئولیت هایی که برعهده دو گروه اخیرالذکر می باشد سعی می کنند که در هر دو عرصه فعالیت داشته باشند یعنی هم کار اجرایی می کنند و هم با مصوب نمودن آیین نامه ها و بودجه و اعتبار شهرداری به نوعی کار قانون گذاری در محدوده شهرداری را به انجام می رسانند که نام شورا می یابند پس می توان گفت که کار مردم در شهرستان ها از محل هماهنگی هایی که باید در بین این سه رکن به عمل آید به انجام می رسد که در اصل اگر اتفاق میمونی تحت عنوان پیشرفت و توسعه در یک جایی حادث نگردد می باید در علت یابی عدم تحقق آنها دنبال کم کاری و یا عدم هماهنگی و یا بی توجهی صورت گرفته دردرون وبین این سه بخش بود ویا عنوان کرد که این سه بخش به مفهوم توسعه و عدم تلاش در مسیر فرایندی نمودن فعالیت های در ارتباط با خودتوجه نداشته اند مثلا اگر در طی پنج سال گذشته که نمایندگی مردم در مجلس را نماینده فعلی برعهده داشنه و شورای فعلی در عرصه شهر و روستا و شهرستان مسلط بر امور بوده است و به تبع این دو جایگاه مدیریت اجرایی شهرستان که حکم نمایندگی انتخاب شده مردم یعنی ریاست جمهور در شهرستان را یدک می کشیدعملا تحت تاثیر نفوذ و فشار نماینده انتخاب شده اند فعالیت چشم گیری به انجام نرسیده که مقبول طبع مردم  یا قابل مقایسه با شهرستان هایی چون زنجان و یا حتی همین شهرستان همجوار یعنی خرمدره باشد می توان علت این اتفاق نامیمون را درناهماهنگی هایی دانست که در بین این سه بخش موثردر تصمیم گیری وجودداشته است.

 به عنوان مثال زمانی که ما در ارزیابی نرخ برخورداری شهرستان در بخش فرهنگ متوجه می شویم که این نرخ در پایین ترین سطح کشوری و استانی به نسبت جمعیت و اعتبار تاریخی شهرستان قرار دارد ودر علت یابی آن متوجه می شویم که شورا و شهرداری از تامین محل ویا زمین برای ایجاد سینما،کتابخانه،موزه،سالن اجتماعات و...خودداری نموده و یا حتی فعالیت های بخش خصوصی را که می توانست یک نعمت تلقی شود و با آغوش باز پذیرفته شود با عدم همراهی و بعضا کار شکنی بایکوت نموده است و یا با مراجعه به وضعیت فضای سبز و ایجاد پارک و زمین های ورزشی محلی متوجه می شویم که شهرداری و شورا اصلا در این زمینه ها دارای طرح و برنامه نبوده اند ویا اصلا چنین کمبود هایی را در حوزه مدیریت و زیر بلیط خود احساس و تصور ننموده اند متوجه این نکته می شویم که از سوی فرمانداری به عنوان بالاترین جایگاه اجرایی شهرستان و نماینده مردم در مجلس به عنوان عالیترین نهاد نظارتی برجریان امور نیزتذکری به آنان داده نشده و یا از طریق اعمال قانون از آنان در خواست نشده که با عمل به وظایف خود کمک موثری بر بهبود روند توسعه در شهرستان بنمایند و یا زمانی که  با یک رزیابی معمولی به این نتیجه می رسیم که قریب به اتفاق مصوبات سفر های ریاست جمهور به استان در داخل شهر و شهر ستان ابهر اجرایی نگردیده ودراین زمینه فرمانداری شهرستان مقصر اول بوده در می یابیم که نماینده و اعضای شوراها ی شهر و روستا در شهر ستان در به جا آوردن کار نظارتی خود که همانا باز خواست از فرمانداری و مسئولان استان می باشد کوتاهی نموده اند و یا مراقبت و نظارت کامل را به انجام نرسانده اند ویا نخواسته اند که با انتقال کم کاری های صورت گرفته در بخش اجرایی از مسئولان ارشد استانی و کشوری توضیح قانع کننده ویا تمرکز تغییر دهنده ای را خواستار شوند وگرنه مگر می شود که در شهرستانی سه نهاد مستقل همچون فرمانداری ،نمایندگی مردم در مجلس و شورا های مختلف شهر و روستا و شهرستان وجود داشته باشد و مصوبه ای را دولت به تصویب برساند و از محل اعتبارات مصوب در قانون بودجه مبالغ هنگفتی به استان پول داده شود و مظاهر فراوانی از توسعه در مرکز استان و شهرستان های دیگر به چشم بیاید و آنگاه سینمای ابهر حالت نزار خود را حفظ کند،وضعیت عمومی شهرابهر و سایر شهرها اوضاع فلاکت باری داشته باشد و کتاب خانه ای و یا سالن اجتماعاتی چندین سال منتظر زمین و یا پول باقی بماند اگر چنین شرایطی پیش بیاید والزام به این باشد که مسبب و مقصر بروز چنین رخداد هایی مشخص شود مسلم است که مردم بایدبدنبال کسانی بگردند که آنها را برای برطرف نمودن مشکلات خود در این عرصه ها انتخاب نموده اند و باید از آنها توضیح بخواهند که چرا برای رفع مشکلات و نارسایی های موجود در عرصه شهرستان و شهر ابهر کاری به انجام نرسانده اند.

 مثلا امروز که رییس شورای اسلامی شهرابهر و یا شورای شهرستان ابهر به لطایف الحیل خود را منتقد نماینده شهرستان نشان می دهند آیا ممکن است که خودشان در یک گزارش شفاف بگویند که در طی پنج سال مدیریت نظارتی خود چه گلی به سر این شهرستان و شهر زده اند و یا فرماندار ابهر که خودرا منتقد شورا و شهرداری می نمایاندمی تواند بگوید که از محل بی توجهی اعضاء شورا و یا شهردار چند اخطاریه و یا شکواییه تهیه شده و به مراجع ذیربط برای بررسی فرستاده شده است و یا نماینده ای که همین اخیرا و در جلسه ای که در شهرک گلسار برگزار شده لبه تند انتقادهای خود را متوجه شهردار و شورا نموده آیا ممکن است بگویند که در چندمحل عمومی و یا رسمی به واکاوای ضعف هایی که شورا و شهرداری داشته پرداخته و رسیدگی به آنها را از مراجع مسئول درخواست نموده است؟.

 مردم باید بدانندکه اگر امروز خود را در داخل شهرستان با تغییرات مثبت، جامع و موثری مواجه نمی یابند واز این محل مشکلاتی را گریبان گیر خود می یابند به خاطر آن است که در تمام مواضعی که کار انتخاب نماینده را برعهده داشته اند کم توجهی کرده اند و با بی توجهی به نیرو های کار آزموده ومتعهدی که در شهر وجود دارندکار را به کسانی سپرده اند که برای توسعه شهر و شهرستان طرح و برنامه نداشته اند و در مقابل تعهداتی که نسبت به سرنوشت مردم و منطقه دارند تلاش هدفمند و بابرنامه ای را تدارک ندیده اندو در اصل این مردمند که باید از آنها انتقاد شودتا با هوشیاری که از توجه به انتقادها بدست می آورند درانتخاب های بعدی خود دقت نمایندوکار را به کسانی بسپارند که مفهوم کار برمبنای زمان و نیازمندی های روز آمد را می دانند و برای انجام چنان کار هایی دانش و مهارت لازم را در خود فراهم آورده اند و دقیقاامروز یکی از آن روز هاست که مردم دوباره با حضوردر پای صندوق های رای می خواهند و می توانند کسی را انتخاب کنندکه (نه به خاطر رضای خدا و یا برآوردن رضایت مردم بلکه تنها و تنها برای به جا آوردن وظیفه ای که با کاندیدا شدن انجام آن را برعهده گرفته اند و از قبل قرار گرفتن در جایگاه نمایندگی مردم رانت ها ی فراوانی دریافت کرده اند و برخوردار از فیض وجود لابی های متعدد شده اند)تمام تلاش خود را بکارمی گیرند تا منشاکار خوب شده و در دل مردم و در متن اوراق تاریخ ماندگار گردند وگرنه اگر امروز هم مردم دوباره درانتخاب خود دقت ننمایند و با تاسی به مولفه هایی چون فامیل ،هم محل،دوست و یا سفارش شده فلان و بهمان رای خود را به کسی بدهند که نمی تواند و یا نمی خواهد برای توسعه و پیشرفت شهرستان طرح و برنامه داشته باشدمسلم است که چهار سال آینده نیز خواهد آمد و خواهد رفت و قصه همانی خواهد بود که امروز هست و مشخص است که در آن صورت دودش به چشم همه ما خواهد رفت دودی که از آتش بی توجهی و عدم تعهد ما در سپردن مسئولیت به افراد فاقد برنامه بوجود خواهد آمد و حرث ونسل جامعه را در لهیب گدازان خود فرو خواهد برد.