ندای ابهر،تلطیف قلوب وگستراندن فضای اتحاد
در مقدمه مطلب عنوان شد که رسانه یک الزام ساختاری در جوامع امروزی محسوب می شودودر تفسیر موضوعی این گفته بیان داشتیم که رسانه در هر برهه ای می باید به مقتضای نیاز مندی های جامعه به تولید و توزیع(نه تنها انتشار)دانش و آگاهی های مورد نیاز جامعه بپردازد زیرا که رمز بقای جامعه تنها و تنها در دست یابی به مهارت رمز گشایی از کمبود ها و نیاز مندی ها ،راه اندازی فرایند دقیق شناسایی و بررسی توانمندی ها و در نهایت اتفاق و اتحاد عمومی برای پیگیری اهداف از طریق عمل بوظایف تعریف شده می باشدواین امری بسیار پیچیده و حیاتی می باشد که متاسفانه ما دیرگاهی است که همه ابعاد این مجموعه را فراموش نموده ایم وکسی هم پیدا نمی شود که با دادن هشدار های لازم و پرده برداری از علت های غفلت، ما را متوجه خطرات و آسیب هایی که می تواند از این محل متوجه جامعه شودهوشیار و آگاه سازد وتازه اگر کانون و یا مجمعی خود را متولی سازمان دهی افکار و آراء عمومی برای پرداخت به این موضوع ها می نمایاند و یا معرفی می کند چون اقدامات و فعالیت های خود را با متدولوژی مناسب کارآمیخته نمی سازد ویا مهارت ها و آمادگی های لازمه کار را در درون خود ایجاد نمی کند یا در اثنای کار خسته وملول از جفای مسئولان و اعضاء دست از فعالیت می کشد و عطای کار را به لقای بی تفاوتی و به من چه می بخشد(انجمن توسعه ابهررود) ویا با لجاجت تمام به اقداماتی دست می زند و یا روش هایی را بکار می گیرد که از اساس با راه و روش هایی که باید برای رهروی درست در آن بکار گرفته شودبیگانه و یا حتی مخالف می باشد(ندای ابهر وفعالیت ده ساله آن) ونتیجه این می شود که نماینده ای(مجلس و شورای شهر) برای چهار سال انتخاب می شود تا پل ارتباطی ونظارتی منطقه با مراکز عالی تصمیم گیری در استان و کشور باشد وبا انتقال کمبودها و نیاز مندی ها،راه انداختن مجموعه های رمز گشا برای ایجاد فرایندهای توسعه ای و در نهایت سوق دادن کلیه منابع انسانی و مادی به سوی اتحاد و اتفاق برنامه ریزی و عملیاتی نمودن طرح های مربوط به افزایش نرخ رشد و بهره مندی را امکان پذیر سازد وآنگاه که چهار سال تمام می شود آنانی که دستی در انتخابات داشته اند و یا به نوعی با مسائل و مبرمات منطقه آشنایی دارند و امیدوار به این بودند که بتوسط نمایندگان مردم تغییرات و تحولات روز آمدی در منطقه ایجاد شود که بتواند مشکلات را حل نمایدملاحظه می نمایندکه نه تنها چنین امکانی بروز نیافته بلکه منابع در اختیار اعم از انسانی و مادی راه اضمحلال پیموده است!!! مطمئنا آنها در واکاوی چرایی بروز چنین وضعیتی توجه خود را معطوف موضوع عدم پیگیری مسائل از سوی مردم ویا شکل نگرفتن افکار عمومی موثر برای اعمال فشار به نمایندگان برای عمل بوظایف خودمی کنند و از خود می پرسند که چرا در چهار سال گذشته نتوانستیم در افزایش نرخ رشد و برخورداری متوجه بروز تحولات عمیق و تغییرات اساسی در منطقه باشیم ؟وچون این سئوال را با مطالعات روش مندپی می گیرند متوجه می شوند که در سطح شهرستان کانون ها و گروه های مرجعی که بتواند متناسب با شرایط روز به تولید دانش آشنا کننده مردم با کمبود ها و نیاز مندی ها اقدام نماید یا وجود نداشته(انجمن ها و دفاتر نمایندگی احزاب)ویا اگر هم وجود داشته نه تنها در مسیر درست تحلیل و ارزیابی توانمندی ها و شرایط اقدامی نکرده بلکه با دمیدن به شیپور اختلاف و افتراق وبلکه مهمترازآن دور ساختن اذهان عمومی از اصل موضوع از طریق آگراندیسمان موضوع های حاشیه ای و یا کوچک موجبات بی اثر شدن اندک تراوشات فکری موجود در منطقه را هم فراهم آورده است (ندای ابهر و مقابله نامتعارف آن با مراکزی چون انجمن توسعه،هفته نامه های ابرچای ،افق ابهر،بهار زنجان ومهمتر از اینها دفاع کاملا جانبدارانه از مراجع و مراکزی که در شهر به نوعی مورد نقد و تحلیل علمی واقع می شده اند)وبرای کسب توفیق در این کار دو عنصر مورد نیاز برای راه انداختن فرایند های اجتماعی اعم ازتلطیف قلوب برای نشستن و حتی مجادله نمودن در رابطه با روش ها و مدیریت ها و اتحاد برای بررسی و شناسایی کمبودها و نیاز مندی ها و اقدام برای برطف نمودن آنها را بی اثر نموده است مثلا شما خواننده گرامی چه موقع از جانب ندای ابهر به عنوان تنها سخنگوی افکار عمومی در شهر که خود را نشریه ای ارزشی و با معیار بالا در کار معرفی می نماید کار سازمان یافته ای را مشاهده نموده اید که در آن اساس کار بر شور و مشورت و یا تشکیل اطاق فکر برای بررسی مسائل مبتنی شده باشد ویا کی دیده اید که ندای ابهر در فراخوانی از دانایان شهرستان در خواست تولید مطلب با نشانه گرفتن تنگنا ها و یا نارسایی ها نموده باشد ویا چه موقع ملاحظه نموده اید که این مرکز متمرکز کننده ( یا بالاتر از آن تولید کننده) افکار عمومی با مشاهده بروز شکاف در میان لایه های اجتماعی آستین بالا زده باشد و برای تلطیف قلوب در میان آنانی که دغدغه توسعه شهر دارند اقدامی به عمل آورده باشد اما هر جا بخواهید رد پایی از ایجاد شکاف و یا تشدید اختلاف ببینید مشخصا با ادامه رد پا منشاء آن را در ندای ابهر خواهید یافت باور نمی کنید به مباحث و مناظرات جدی دوران شورای دوم و شهرداری علایی مقدم در ابهر مراجعه کنید تا متوجه شوید که ندای ابهر چگونه به جای اتخاذ روش های مرضای الطرفین با دمیدن در اختلاف وپافشاری در دفاع از تصمیم های ابهام آمیز شورا و شهردار باعث تشدید اختلاف و طولانی شدن کشمکش و یا بقای شورا و شهردار در تصمیم های غلط خود می شد و یا همین اخیرا اگر به سفر جناب صدیقی به شهرستان و همراهی نماینده توجه نمایید آیا مواع اتخاذ شده از سوی ندای ابهر به پیدایش اتحاد و محبت قلوب مومنین به هم شده است و یا با پاشیدن بذر اختلاف و دمیدن به شیپور افتراق مانع از پیدایش هم فهمی در بهره برداری از حضور یک صاحب منصب در منطقه شده است براستی چه زمانی و در چه مقطعی ندای ابهر با پرداختن روش مند به موضوع انتخابات و ابلاغ ممیزاتی که یک کاندیدای خوب باید داشته باشد موجبات پیدایش فرایند انتخاب احسن را فراهم آورده است و یا با ایجاد نشست های بحث و بررسی فعالیت هایی که نماینده مجلس و یا نمایندگان شورا باید داشته باشند تا نرخ رشد و برخورداری منطقه از طریق آنها افزون گردد افکار عمومی را به سمتی هدایت نموده که حامی و همراه نمایندگان مردم بشود و یا کی این نشریه ارزشی با ارائه تفسیر روشن از ارزش هایی چون حرمت امکانات و فرصت ها وآنهم توسط دانایان قوم مدیران اجرایی را متوجه وظایف خودو سازمانشان نموده است ویا از آنان خواسته که با برگزیدن مشاورانی قوی حرمت منابع و فرصت ها را متعالی سازندو یا مهمتر و بالاتراز همه آنها چه زمانی این تنها تریبون برخوردار از رانت های مختلف دست به اقدام معرفی کارآگاهان و خبره های شهرستان در سطوح مختلف برده است تا مردم بدانند که چه سرمایه های انسانی در سطح شهرستان وجود دارد که می توانند با تاسی به دانش و آگاهی آنان راه درست برای توفیق در زندگی شخصی و یا اجتماعی را انتخاب نمایند و یا جوانان و نوجوانان منطقه که نیاز به انتخاب الگو های عالم دارند از طریق ندای ابهر بدین الگو ها دست یافته اند؟
