ابهروخرمدره؛سرنوشت مشترک کمبودها و نیاز مندی های مشترک
آخرین توصیه ها به آنان که می خواهند انتخاب درست داشته باشند
یکی از ویژگی های مثبت رفتاری ما علاقه مندی بسیاربالا به مشارکت در مسائل اجتماعی و نقش پذیری در شکل دادن به سرنوشت خوب وپسندیده می باشدکه دربسیاری از موارد همین حسن به ضد خود تبدیل می شود و باعث می شود که شرایطی را با حرکت های خود بوجود آوریم که به جای منفعت ،مشقت و به جای راه اندازی سریع فعالیت ها موانع جدی را در ممانعت از دست یابی به اهداف جلوی پای ما ایجادکند.
در چرایی پیدایش چنین معضلی می توان دلایل متعددی را شناسایی ومعرفی نمود اما آنچه که بیشترازهمه عوامل مورد بحث می تواند مخل در نظم گیری رفتارهای اجتماعی ما بشود همانا عدم تدوین برنامه کامل و یا عدم اجرای کامل برنامه های مدون می باشد و این ناشی ازآن است که ما هیچ موقع یادنگرفته ایم که به مسائل و مشکلات پیرامون خودمان نگاه سیستمیک (مجموعه ای از عوامل مرتبط با هم) داشته باشیم و یا در تهیه برنامه ها نگرش مهندسی شده ای را به کار گیریم مثلا ما براساس دستورصریح قرآن معتقدیم که زمین و امامت برآن برای مستضعفان مقرر شده است وبا این برداشت دیگرکاری به آیه دیگرقرآن کریم نداریم که وراثت بر زمین را از آن صالحان می داندویا همینکه دانستیم خداوند زمین و امامت برآن را سهم مستضعفان دانسته کاررا تمام شده می دانیم و درصدد برنمی آییم که بدانیم این مستضعف برای امامت بر زمین نیاز به این دارد که مصالح ومنافع خودو جامعه را بشناسد و یا باید مدیریت و سایر علوم را یاد بگیرد تا ازامکانات دقیقا در جای خودش و برای منظوری که خلق شده است بهره برداری کندویا اجازه ندهد که امور ازمجرای خودش خارج شودو یا براثر بی توجهی به ضد خودش تبدیل شود.
در موضوع انتخاب نماینده هم که به نوعی واگذاردن آگاهانه امامت برزمین به احدی ازاحادملت است کار روال همیشگی خود را می یابد و من وتوی برادر مسلمانم به خاطر شدت علاقه ویا حس وظیفه ای که نسبت به انجام با تمام قوای وظیفه انتخاب داریم فکرمی کنیم که تنها با شناختن ظاهری یک کاندیدا و معتقدبودن به این اصل که او آدم درستی می باشد و یا از مستضعفین است کارتمام شده و ما می توانیم رای خود را برای رساندن او به جایگاه امامت در صندوق بریزیم وبا سپردن کار به او مطمئن از آن باشیم که او می تواندو یا می باید تصمیمی بگیرد که مطابق با منافع ما باشد و یا هرکاری که انجام می دهد دقیقا در راستای ارتقاء منافع و مصالح جامعه باشد وبا این طرز تلقی کاررا به امان خدا رها می سازیم ومنتظر معجزه ای می مانیم که تنها به خاطر عدم جامع نگری و تشخیص دقیق مصلحت ابتر می ماندو نتیجه ای جز شکست و مغفول ماندن وظایف نمایندگان و آرزو ها و انتظارات عمومی مردم عایدمان نمی شود.در حالی که اگر می دانستیم انتخاب به معنی برگزیدن یک از میان چندموجود مشابه می باشد و این کارزمانی شکل ومنطق عالمانه ای می یابد که برگزیده شده کاملترین و بهترین باشد آنگاه به خود زحمت می دادیم و با عطف توجه دراین موضوع که بایددقت به خرج دهیم و با ریز بینی تمام در اوصاف نمایندگان کسی را بر گزینیم که توان به مراتب بالاتری نسبت به دیگر کاندیدا ها داشته باشد و یا مهارت های چشم گیرتری در موضوع حل مشکلات مردم دراو نسبت به دیگران به چشم بیاید آنگاه متوجه می شدیم که اگر پیامبرگرامی اسلام به تاکید می فرمایند:
من استعمل عاملا من المسلمین وهو یعلم ان فیهم اولی بذلک منه واعلم بکتاب الله وسنة نبیه فقد خان الله ورسوله وجمیع المسلمین;
هر کس از مسلمانان کارگزاری را [بر مسئولیتی] بگمارد، در حالی که می داند در میان مسلمانان، از او شایسته تر و داناتر به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله وجود دارد، بی تردید به خدا و پیامبر او و جمیع مسلمانان خیانت کرده است .
این تاکید ازبرای چیست ومن مسلمان که تلاش می کنم تا تمام رفتارهایم مطابق با موازین و دستورات روشن دین و رهبران راستین آن باشدچگونه باید این تاکید را عملیاتی سازم؟
در پاسخ به این سئوال مجبورم با مراجعه به انسان و ظرفیت هایی که در او وجود دارد عنوان بدارم که استعداد وظرفیت های ذاتی افراد واقعیت انکار ناپذیری می باشد که با عنوان هرکسی را بهر کاری ساخته انددر فرهنگ ما نهادینه شده است حال اگربه این اصل بدیهی علمی مثال کارهربز نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد ومرد کهن را اضافه کنیم مشخص می شود که واگذاردن مسئولیت بایدتابعی از سه اصل نیروی بدنی(ظرفیت های ژنتیک) تجربه و در نهایت دانش راهبردی(کاربردی)باشدو یا اگرقراراست مسئولیتی عمومی به فردی واگذار شود بایداو ابتدا سلامت لازمه کار را داشته باشد(که این سلامت می تواند هم موضوع سلامت جسمی و هم سلامت فکری را دربربگیرد)وهم اینکه قبلا درآن زمینه و یا زمینه های مشابه دارای تجربه بوده باشد و در نهایت اینکه دانش ومهارت فنی درک ظرایف و شرایط کار را با حضوردر مراتب آموزشی دریافت کرده باشدواز سوی دیگر اگر قراراست برطبق فرمایش صریح قرآن کریم اطاعت وپیروی خود را معطوف در فردی بکنیم مطمئنا آن فردباید در آن رشته و فن مورد نظر سرآمدترین و یا مصدر صدوررای ونظر کاربردی باشدوگرنه اگر بخواهیم طبق روال معمول رای را به کسی بدهیم که دم دستمان است وزحمت مطالعه و تحقیق را برای ما ایجادنمی کند مسلم است که اگر فرد کارآمدتری جود داشته باشداما محل زندگی و کارش ازما دور باشد و یا به نوعی برای مطالعه وتحقیق درخصوص ظرفیت های اودچار زحمت ومشقت شویم وبرای آنکه این زحمت را به خودمان ندهیم وبا تاسی به اینکه آنچه دیگران می گویند و یا توصیه معتمدین می تواندکار انتخاب را آسان کند وماهم با اتکاءبه نظر ورای دیگران تن به انتخاب دهیم مسلم است که با سپردن کار شخم زمینی که بایددر آن بذر توسعه بروید به کسی که نه قدرت گاو نررا داردونه ازتجربه و آگاهی پیر کهن برخوردار است مشخص است که از مرغزار دیلم وطرف سفید رود موجود لوت لم یزرعی بدست خواهد آمد که در متن آن نه توسعه بلکه اتلاف منابع و عقب ماندگی مجال نشو ونما خواهد یافت واین چنین است که پیامبرگرامی اسلام می فرمایند آنکه با حضور فرد قوی آدم ضعیفی را برای وکالت برگزیند به خدا و رسول و تمام مردم خیانت نموده است زیرا خدواندامکانات را برای انسان خلق نموده تا دربهره برداری ازآن برای اینکه آیندگان هم سهمی دارنددقت نمایدو پیامبرآمده تا با دادن هشدار های لازم انسان را به این توجه موظف گرداندو دیگران مخصوصا آیندگان این انتظار را دارند که ما با سپردن کاربه کاردان امکان اتلاف در منابع را به حداقل برسانیم حال اگر ما چنین نکنیم آیا با ازبین بردن منابع به خدا و مردم و باگوش ندادن به توصیه های نبی گرامی اسلام به ایشان خیانت نمی کنیم ؟ این سئوالیست که یافتن جواب برای آن سخت نیست فقط به کمی مطالعه نیاز مند است اما حیف که ما اهل مطالعه نیستیم که اگربودیم با رای به آدم ضعیف دوباره و چند باره از یک سوراخ گزیره نمی شدیم!!!
