یکی از مهمترین ویژگی های انسان که او را از دیگر جانوران و به عبارتی کلیتر از آدم ها متمایز می سازد و با پیچیده تر شدن امور فردی و اجتماعی به عصای دست انسان تبدیل می شود خصوصیت و ویژگی صاحب نظر بودن است که اگر به دقت مورد توجه واقع شود و به سرفصلی در موضوع تعلیم وتربیت تبدیل شود(همانگونه که در کشور های توسعه یافته تبدیل شده است)می تواند بسیاری از مشکلات ما در حوزه های مختلف را برطرف نماید و به ابزاری برای تسلط بیشترما برر رفتار های فردی و اجتماعی وهدایت آنها به سوی برداشت مناسب از منابع و فرصت هاتبدیل گردد.
لغت صاحب نظر که در فرهنگ لغت با مفاهیمی چون باریک بین،روشندل،آگاه،بینا،دیده ور،بصیر،با هوش وآنکه به دیده دل در کار ها می نگرد مصداقی می شود و در علوم اجتماعی به کسی اطلاق می گردد که با شناخت شرایط و احتمال تغییر در آن دست به تفسیر وتحلیل از آن می زندتا با هدایت جریانات اجتماعی و حتی افراد عضو در جامعه امور را تحت مدیریت وکنترل بگیرندمولفه ای ساختاری برای جامعه می باشد که اگر وجود نداشته باشد(که متاسفانه در جامعه ما چون دری گران بهاء نادر است) مسلم است که بسیاری از کار های آن جامعه لنگ می زند و فعالیت ها به نتایج مورد نیاز منجر نمی گردد. هرچندکه در جامعه امروزین بدلیل درهم شدن امور و خارج شدن مدیریت و هدایت آنها از زیر بلیط دانش آموختگان آشنا به مهارت صاحب نظری هرکسی می تواند و یا می کوشد و یا این حق را به خود می دهد که خود را صاحب نظر معرفی نماید اما برای دست یافتن به این جایگاه نیاز به این هست که به قول سعدی بزرگوار که فرمود:
نه هر آن چشم که ببیند سیاهست و سپید یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
امکان بصیرت را در خود بوجود آورندویا به اصطلاح در درون سپیدی و یا سیاهی حضور رنگ های دیگر و سهم هریک از آنها در بوجود آمدن آن رنگ را در یابند و اگر قراراست تعریفی از آنها بدهنداین تعریف مطابق با واقعیت ها و نیاز انسان ها بدان باشد وتازه سر حرفی که زده اند و تلاشی که برای وانمایی موقعیت داشته اند بمانند و تبعات آن را بپذیرندهمانگونه که به قول سعدی بزرگ پروانه تاب آن را می آورد.
هرکه در آتش عشقش نبود طاقت سوز گو به نزدیک مرو کافت پروانه پر است
ویا سقراط در پای عشق خود به حقیقت می ایستد و بدون درنگ جام شوکران را به سر می کشد و یا علی در پای اعتقادخود بر عمل به عدالت جان شیرین سپر شمشیر بیداد می نماید و از اینکه استوار و ثابت قدم عهدخود به جا آورده به جای ناله از درد و یا ابراز ضعف از ضربت دشمن با صدای رسایی عنوان می دارد که رستگار شده است و اینها همه گواه صداقت وپایمردی می باشد که بایدیک صاحب نظر در بیان اعتقادخود و دفاع از آن بکار گیرد همانگونه که سعدی می فرماید:
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست خبر از دوست ندارد که زخود با خبراست
یعنی آنکه می خواهدنظری را برای فلاح و رستگاری مردمی که به تولید و توزیع دانش و آگاهی و یا خیر از شر نیازمند می باشند ارائه دهد باید خود آلوده به تمام منیت ها و امیال را به فراموشی بسپارد و دل ببندد به حمایت و خوشنودی که حضرت دوست با او داردتا با استفاده از حمایت و همراهی آنکه تمام هستی از اوست بتواند شهوات را از خود دور گرداند و سیرت انسانی بیابد همانگونه که سعدی بزرگ در چگونگی رسیدن به آن می گوید که:
آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس آدمی خوی شود ورنه همان جانور است.
پس یکی دیگر از ویژگی های قابل استناد در صاحب نظر دفع شهوت مخصوصا از نوع نان و نام آن است که اگر در جان کسی رخنه نمایند او را به ابزاری تبدیل می کنند که تمام تولیداتش برای مدح ، ثنا ، تملق و ریا بکارمی رود آن هم نه برای افرادی که از خود چیزی دارند و تملق و ثنایشان می تواند نشان دهنده درک و دانایی فرد مداح ومتملق باشدبلکه این مدح وتملق را برای کسانی بکار می برد که از همه آنها به عنوان نردبانی برای بالا بردن افرادی خود استفاده می کنند ودر موقعیتی قرارمی گیرند که درست در خلاف رای ونظر سعدی حرکت می کنند (یعنی صورت انسانی پیدا می کنند در حالی که سیرتی حیوانی دارند) واین شاعر بزرگ در تعریفی ازآنها و رفتارشان می فرماید که :
هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
اما بایددر نظر داشت که تمایل به عافیت طلبی چون از خصوصیات انسان است و هر کسی تا حدودی عافیت طلبی را پیشه خود می سازد و با در نظر گرفتن این نکته که اظهار نظر مخصوصا آن جایی که انجام آن هزینه دارد به اظهار نظر می پردازد واین ویژگی تا حدودی قابل درک و حتی ممدوح می باشد ولی به صرف اینکه خطری برای ابراز نظر وجودندارد نمی توان نظر و رای پخته شده را که می تواند در برطرف نمودن مشکلات وموانع از پیش پای مردم چون در گران بها شمرده می شود بکناری نهاد و از ارائه آن خود داری نمود و یا به قول سعدی بزرگ که می فرماید:
دست سعدی به جفا نگسلداز دامن دوست ترک لو لو نتوان گفت که دریا خطر است