من فکر می کردم که ترس از الفاظ و فضایی که در لوای برخی از کلمات که بار معنایی خاصی دارند ایجادمی شود مخصوص آدم های با تحصیلات پایین تراست و انتظار داشتم که اگر حکم وکالت مردم به نام یک آدم با تحصیلات تکمیلی ویا بالاتر ودر حد پرفسور زده شود این ترس خود به خود ازبین برود و دامنه مجادلات ومباحثات علمی آن چنان گسترده شود که اگر کلمه ای چون استراتژیک که معادل آن راهبردی می باشد مطرح گردید شنونده مسئول با آغوشی باز خود را برای شنیدن و مناظره در خصوص آن آماده ومهیا نشان دهد اما زهی تاسف که نه تنها این باور و انتظار بیهوده بوده بلکه تاسف بارتر اینکه چون چنین کلمه ای را مطرح می سازی جواب می شنوی که چرا در گذشته که نمایندگان چنین مرکزی را دایر نکرده بودنداز آنها نخواسته اید که چنین کاری را به انجام برسانند و یا آنها که ایجادکرده اند چه نتیجه ای داشته است؟ویا صبر کنید تا مجلس کار خودش را شروع کند تا بعد از آن نماینده برای داشتن مرکز مطالعات برنامه ریزی کندویا....
براستی مگر در مرکز مطالعات استراتژیک و یا راهبردی برای منطقه ابهررود چه چیزوحشتناکی وجود دارد که چون نامش برده می شود همه دچار هراس می گردندوبه نوعی در مقابل آن موضع می گیرند و یا دنبال راه فراری می گردند؟برای پاسخ به این سئوال لازم می بینم که توضیح مختصری در خصوص مرکز مطالعات راهبردی بدهم تا دوستانی که ازآنها خواسته می شود و یا دوستانی که از آنها خواستیم نکردندبدانندکه داشتن چنین مرکزی چه تاثیراتی می تواند در روندشکل گیری و ادامه توسعه داشته باشد واز این منظر خدای ناکرده موجودیت نامتعارفی نمی باشد.
همانگونه که خوانندگان گرامی مستحضرمی باشندهرجامعه ای برای دوام آوردن در مسیر پیشرفت و توسعه یک سری اهداف ذاتی دارد و یک سری اهداف متعین برمبنای آشنایی با فلسفه خلقت و رقابت با دیگران را در سرلوحه اعمال خود قرار می دهدکه برای تحقق هریک ازاین اهداف باید راه هایی را برگزیند که مطابق با ارزش هدف،ظرفیت های مادی و انسانی منطقه و در نهایت شتابی که رقبا در دست یابی به آن دارند باشد که این روش ها را استراتژی(راهبرد) نام می نهند که بدست آوردن و یا دریافت این راهبرد ها کار چندان آسانی نخواهدبود که برای آسان کردن آن باید مرکزی را برای مطالعه و تحقیق دراین خصوص تدارک دید و با دعوت از کارشناسان کارمطالعاتی سازمان یافته ای را برای انتخاب راهبرد های متناسب به انجام رساند برای حسی تر نمودن موضوع بیاید از خودمان بگوییم .
همانگونه که می دانید منطقه ابهر رود که مشتمل بردوشهرستان ابهر وخرمدره می باشد برای خود هدف ذاتی تهیه امکانات برای زنده ماندن را انتخاب نموده است ،برای برخورداری از سهمی ویژه در جامعه جهانی و کشوری تولید امکانات و فرصت های فراوان را هدف متعین بر مبنای فلسفه خلقت مشخص ساخته است و در نهایت برای آنکه بتواند با مرکز استان که زنجان نام دارد و یا با شهرهای بزرگ همجوار که قزوین و تاکستان نام می گیرد و در بسیاری از منابع طبیعی با آنها شریک می باشد هدف رقابت با تمام قوا را در سرلوحه برنامه های خویش تعیین نموده است.
خوب اگر این منطقه (ابهررود) بخواهد به هر سه هدف خود برسد آیا می تواند تمام کار ها را به یک نماینده هرچند که دکتر و پرفسور باشد بسپارد و امید وار به این باشد که در این وانفسا بازار پیروز شود و یا بایداز تمام منابع انسانی دانش آموخته خود بهره ببرد تا بتواند زندگی همشان با خود را تدارک ببیند،برای داشتن سهم در تولید ناخالص جهانی و داخلی کاری به انجام برساند و دررقابت با زنجان،قزوین وحتی همین تاکستان که امروز فاصله ای چندین ساله با ما پیدا نموده است طرح و برنامه ارائه دهد؟ مسلم است که جواب همه این سئوالات بله می باشد و باید با فراخواندن دانش آموختگان و سازمان دهی آنها در کمیته و یا کار ویژه های خاصی ضمن معین نمودن اهداف راهبردی آمادگی برای رویارویی با شرایط و مدیریت آن را بدست آورد.
پس آنانی که فکر می کنند نماینده یک سوپر من به تمام معنی است ومردم با رای خود این ویژگی را دراو تایید نموده اند ویا با وجودنمایندگان با سطح تحصیلات پایین اگربه چنین مرکزی نیاز نبوده با نماینده دکتر و پرفسور اصلا نیاز نخواهدبودمشخص است که از زمان خود اطلاع درستی در اختیار ندارند و نمی دانندکه همین امروز زنجان با جذب حدود تمامی بودجه استان،وقزوین وتاکستان با جذب تمامی سرمایه گذاران رانده شده از تهران چیزی برای ابهر و خرمدره باقی نمی گذارند وتازه این در زمانی بود که مهدوی با توجه به ارتباط هایی که با مراکز قدرت داشت یک تنه ده نماینده بود وبا توجه به بهره مندی ازحداقل سواد برای حضور در جایگاه نمایندگی معادل با ده ها دکتر ظرفیت و قدرت کار داشت اما اگر نمی توانست و نتوانست کاری انجام دهد تنها به خاطر آن بود که به مرکزی که مطالعه وتحقیق کند و از محل این تحقیق بداند که منطقه به چه چیزی نیاز دارد و برای همراه نمودن مسئولان استانی و کشوری با مدیران شهرستانی برای برطرف نمودن آنها طرح و برنامه ارائه دهداعتقاد نداشت و می ترسید با پیدایش چنین مرکزی و فعالیت تحصیل کردگان در آن افرادی برای آینده تربیت شوند که رقیبی برای او بگردند اما حال که به حمدلله نماینده ما دکترا دارد ومطمئن است که کسی نمی تواند جایگاه او را پر کند ومنطقه هم نیاز به این دارد که دکتر را تنها در جایگاه پیگیری برنامه و خواست مردم ببیند پس برنامه ریزی برای ایجاد مرکز مطالعات می تواندپراهمیت ترین اقدام ایشان باشد واین اهمیت به اندازه ای است که نباید در تحقق آن امروز و فردا نمود.
توصیه ای هم برای دوستان وهواداران دکتردارم و آن اینکه دوستان اگر مهدوی و یا نمایندگان قبل از او نتوانستند خودرا تاریخی نمایند و برای منطقه فرد مفیدی باشنداین اشکال تنها به خود آنها مربوط نمی شد بلکه بودند هوادارانی که با دلسوزی و دادن پاسخ به منتقدان این اجازه را نمی دادند که خود نماینده به سیبل نقد و مواخذه تبدیل شود تا با حس درد و دیدن مستقیم موضوع برای مشکلات طرح وبرنامه ارائه دهد پس شما را به خدا ازاطراف دکترکناربروید و اجازه بدهید که ایشان مستقیم و بی واسطه با مردم ارتباط برقرار نمایندزیرا که برخی از دوستی ها در نوع خود از هر نوع دشمنی بدترمی باشند ومصداق روشن دوستی... می باشد.