تاريخ: دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت: ۴:۱۷ ب.ظ
ان ترک مست بین که مستانه میرود شهری اسیر کرده سوی خانه میرود
هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد با او هزار عاشق دیوانه میرود
جانم ز تن رمید به سودای خال او مرغ از قفس پرید سوی دانه میرود
از جهان رفته پیش رخش میکنم گله با اشنا حکایت بیگانه میرود
زاهد به خود مایل و عاشق به کوی دوست بلبل به باغ وجغد به ویرانه میرود
جامی ملول شودز رفیقان کوی زهد پیمان شکست وبر سر پیمانه میرود
