دوستی ازطریق تلفن از من خواست که در رابطه با رفتار بلاهت آمیز شاهین نجفی و جسارت غیر انسانی که داشته مطلبی را به نگارش در آورم در ضمن او در چرایی اقدام صورت گرفته از سوی فرد مزبور عنوان می داشت که شاهین نجفی در سال های ابتدایی دهه هشتاد چون در خواست مجوز برای تهیه کاستی از ترانه های رپ نموده بود و مسئولان چنین اجازه ای بدو نداده بودند اقدام به چنین کاری کرد ه است من با شنیدن چنین توجیهی گفتم که مگر او این در خواست را از ائمه(س) نموده بود که چون مورد موافقت قرار نگرفته بود او برای خالی نمودن عقده های خود افسار افکار پوشالی و بیمار گونه خود را رها و این جسارت را نموده است خوب او می رفت و ترانه ای با مضمون وزیر ارشاد و یا ریاست جمهور می خواند نه اینکه بیایدو بخواهد با تهاجم به باور هایی که توانسته اند مردم ما را در طی قرون متوالی از گزند تفرقه و انحراف نجات دهند جامعه را در چالشی فرو ببرد که بیرون آمدن از آن در گرو فرصت سوزی های فراوان و انهدام منابع بس گرانقدر خواهد بود.
اما در چرایی بروز رفتار هایی همانند آن چیزی که از شاهین نجفی به چشم آمده به اومتذکر شدم که اگر تبار شناسی مناسبی به انجام رسد مشاهده خواهد شد که فلسفه پیدایش دین برای هدایت و اتحاد مردم می باشد تا در زیر بلیط این اتحاد و حرکت درراهی روشن انسان بتوانداهداف متعالی خلقت را دنبال نماید حال اگرچنین فلسفه ای عینیت یابد مسلم است که افراد متدین با در پیش گرفتن راه درست دفاع از منافع خود وجامعه به فعالیتی دست خواهند زدکه محصول آن باعث خود کفایی وعدم وابستگی به افراد و مجامع غیر الهی خواهد شدو این امر چیزی نیست که خوش آیندآنانی باشد که با عادت نمودن به زندگی انگلی تلاش می کنند تا مردم را خواب کنند و نان خویش خورند و یا منفعت خویش به رایگان وگسترده برند و یا با متلاشی نمودن ریسمان وحدتی که مردم با اعتصام بدان دنبال تحقق رسالت خویش می گردند حکومت خود را بر ویرانه ای از تفرقه و اختلاف بنا نهند این چنین است که آنها برای قوام بخشیدن به اهرم های استیلای دائمی خود هر از گاهی سازی را کوک می کنند تا با تهاجم ناجوانمردانه به آنچه که مردم با تاسی به انسان هایی که در دین الگو شده اند و از طریق الهام گرفتن از آنها این اجازه را نمی دهند که با به بازی گرفته شدن از مسیر واقعی دنبال نمودن اهداف خلقت دور شوند مردم را بی پناه و بدون رهبر بسازند.این چنین است که مخالفان با سمت و سرعت یابی فعالیت های اصولی مردم با درک جایگاه واقعی دین در برانگیزاندن ومتحد نمودن مردم مرکز تهاجم خویش را دین و آموزه های آن قرار می دهند تا بلکه با تاراندن مردم از محوردین بسادگی مانع از اتحادآنان و بسیج امکانات برای ایجادجامعه الهی گردند.اما چون مقرر است که مکر آنان به خودشان برگردد در نتیجه فرایندی ممزوج با ستیز دائمی وتاریخی بین دین مداران و معاندان که آبشخور فکریشان از شیطان است بوجود می آید که در آن هر دو جناح از تمام ابزار های موجود برای منکوب نمودن مخالف و دشمن خود نهایت بهره را می برند که ابزار های فرهنگی بدلیل وسعت و عمق تاثیر گذاری دراین مهمترین و کار آمدترین این ابزار ها می باشد زیرا که این ابزار با هدف قرار دادن نگرش افراد که رفتار های آنها را سمت می دهد و یا مفهومی می سازد ومختل نمودن آن مردم را به انجام فعالیت هایی سوق می دهد که هیچ تناسبی با اهداف و منافع کوتاه و بلند مدت انسان وجامعه انسانی نمی یابد همچنانکه امروزه انسان سرگشته وبه اصطلاح متمدن رفتارهایی را از خود به نمایش می گذارد که با هیچ منطقی سر سازگاری ندارد واین همه محصول دور شدن او از طریق ابزار های فرهنگی معاندان با اهداف متعالی خلقت می باشد که عملکردو یا فعالیت افرادی چون شاهین نجفی هم چیزی از این نوع است
پس شاهین نجفی و هر آن کسی که تیشه بدست به جنگ ریشه های پایداری انسان آمده است نمادی از جریان تاریخی مواجه ورویارویی با انسان به معنای اخص آن است که در هرزمانی خود را به نوعی آرایش داده تا بتواند با رسوخ در اعماق نگرش و باور های سالم انسانی او را از پرداختن به خود و رسالتی که باید دنبال نماید دور سازد
اما در خصوص راه های مواجه با جریاناتی که بعضا خود را در هیبت آدم های بی مایه ای چون شاهین نجفی نمایان می سازدباید گفت که اقدامات هیجانی چون در اساس پایداری و ماندگاری ندارند ومنتهی به پیدایش نگرش جامع نمی گردند باعث ناشناخته ماندن ریشه های پیدایش چنین فعالیت های می گردند و یا حتی به جرات می توان گفت که جریانی که شاهین نجفی آن را نمایندگی می کند در اصل با این ماجرا جویی ها وتکرارآن دنبال این می باشند که با سوق دادن جامعه به سوی اتخاذ مواضع هیجانی زمینه و شرایط الینه ویا منفعل شدن جامعه را فراهم آورند زیرا جامعه ای که احساسی عمل می کند چون وقتی برای درک عمیق و علمی موضوع بدست نمی آورد با پشت سر گذاردن شرایط یا آن را فراموش می کند ویا چون سردمداران خود را در مقابل جریان مهاجم در وضعیتی می یابد که نه می تواندکارفرهنگی قویتری راه بیاندازد تا ضمن در مان بیماری ایجاد شده زمینه های پیشگیری از تهاجمات بعدی را فراهم آورد ونه می تواند عامل و یا عاملان موضوع را مجازات کند خسته شده و کم کم به شرایط حاصل از تهاجم عادت می کند و یا در برابرتهاجم های بعدی آن اندک حساسیت موجود را هم از دست می دهد وزمینه همسویی با مهاجمان را فراهم می نماید.
پس برای پیشگیری و یا مبارزه با تهاجم هایی ازاین دست مسئولان فرهنگی ما باید با گستراندن فضای شاد و مفرح جوانان را به مشارکت در فعالیت هایی دعوت نمایندکه در آن صحبت از رسالت انسان و شناخت الگو های والا و متعالی است تا با برانگیزاندن آنها جهت فراگیری آموزه های دینی که می تواند نگرش پایداری را در جوانان ایجاد کند آنان را در برابر آثار شوم و مسموم آن مصون نمایند و با قوی ساختن بنیاد فکری جوانان خود آنان را به مبارزانی تبدیل کنندکه می توانند بنیاد هرزگی و یاوه سرایی را در هم بکوبند.
براستی وزارت فرهنگ وارشاداسلامی وسایر نهاد های فرهنگی که برای هرچیزی پول و بودجه دارند وچون آب خوردن بودجه و اعتبارهزینه می نمایند چه کارهایی برای آشنا ساختن جوانان ما (آنهم از راه های جذاب ) با استوانه های اعتقادی و دینی انجام داده اند مثلا چندکتاب تحلیلی در خصوص امام نقی(ع) به رشته تحریردرآمده تا جوان ما با مطالعه آنها اندوخته ای داشته باشد تا از طریق آن بتواند جواب دندان شکنی برای یاوه سرایی امثال شاهین نجفی داشته باشد؟.
متاسفانه در پاسخ به این سئوال باید گفت که چنین مجموعه های تنها هنرشان راه اندازی سر و صدا پس از وقوع حادثه آنهم نه برای پاسخ دادن بلکه برای دور نگه داشتن مردم از توجه به کم کاری ها و یا عدم احساس مسئولیت از سوی چنین نهاد هایی می باشدوگرنه کوچکترین حرکتی از سوی این قبیل سازمان ها برای رویارویی و به عقب راندن معاندان نه تنها صورت نگرفته بلکه برخی از فعالیت های خود این سازمان ها بعضا گزک بدست معاندان داده تا حربه ها را پر زورتر بنمایند.
لازم است در پایان به این نکته هم توجه داده شود که محافل استکباری با برنامه این رفتارها را به انجام می رسانند که یکی از اهداف آنها در این کارها می تواند برهم زدن نظم عمومی و ثبات فکری جامعه برای برنامه ریزی و شناسایی مشکلات وگرفتاری ها باشد برای اثبات این ادعا می توان گفت که این رفتارها دقیقا در یک سیکل تهاجم و سکوت چندماهه و دوباره تهاجم صورت می گیرد که مسئولان ما باید با توجه به این چرخه برنامه های خود را تدارک ببینندتا با روش های مناسب این چرخه را درجهت باز گرداندن آثارآن به خودمعاندان برهم بزنند.
