وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت: ۹:۲۵ ق.ظ
استاد علی نقی وزیری در سال 1266 در تهران متولد شد. مادرش از اوّلین زنانی بود که مدرسۀ دخترانه ای دایر کرد و پدرش موسی خان میر پنج افسر قزاق خانه بود و علی نقی را با خود به نظام برد و شیپور زدن رابه او آموخت. او اوّلین درسهای موسیقی را از دایی خود دکتر حسین علی قزل ایاغ آموخت. و به تار و ویولن توجّه بیشتری نشان داد. از پانزده سالگی به آموختن تار پرداخت و پس از آن خط نت را نزد یکی از افسران موزیک نظام فرا گرفت. وی به دلیل علاقۀ بسیارش به موسیقی، به اتّفاق محمد حجازی(نویسنده) که شاگرد مدرسۀ سن لویی بود، با کشیشی به نام « فروا » که آموزگار مدرسۀ«سن لویی» بود آشنا شد. فروا علاوه بر نواختن پیانو ،با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و وزیری توانست تا هنگامی که او در ایران بود در زمینۀتئوری موسیقی غربی و هارمونی مطالبی از او بیاموزد. چندی بعد به انجمن اخوت که بتازگی بوجود آمده بود راه پیدا کرد و در آنجا با بزرگان موسیقی سنتی از جمله با درویش خان آشنا شد مدّتی نیز به نوازندگی تار در ارکستر درویش خان پرداخت. وزیری آهنگی به نام مارش بهجت دارد که یادگار همان ایّامی است که در آن ارکستر کار میکرد. سپس به خدمت آقا حسینقلی رسید و در زمره شاگردان میرزا حسینقلی قرار گرفت و ردیف او را به نت نوشت.ابداع واژه های سری و کرن (ربع پرده ها) از ابداعات وزیری است. از شاگردان وزیری می توان روح الله خالقی، موسی خان معروفی وابوالحسن صبا و حسین سنجری و... را نام برد. 

آشنایی وزیری با مبانی موسیقی غربی او را به این اندیشه برد که موسیقی سنتی ایران را با

الفبای جهانی موسیقی ثبت و ضبط کند و ضمانتی برای ماندگاری آن فراهم آورد. وزیری

توفیق یافت آرزوی دیرین خود را جامه عمل بپوشاند و برای ادامۀ فرا گیری موسیقی عازم

اروپا شود و سه سال در فرانسه و دو سال در آلمان موسیقی علمی را آموخت پس از تحصیل موسیقی در سال 1302 به ایران باز گشت. مدرسۀ عالی موسیقی را بنا نهاد و در سال 1303 کلوپ موزیکال را تأسیس کرد . اوّلین کنسرتها را برای عموم از سال 1304 آغاز کرد و در سال 1307 عهده دار ریاست مدرسه موسیقی دولتی شد. این مدرسه بعدها به نام هنرستان موسیقی ( کنسرواتوار ) نامیده شد.یکی دیگر از اقدامات وی نوشتن ردیف میرزا عبدالله بود، که ظاهراً در حال حاضر جز بخش چهارگاه از این ردیف چیز دیگری در دست نمانده است.در پی دستور رضا شاه مبنی بر اجرای موسیقی توسط هنر جویان مدرسه موسیقی بر سر میز شام مهمانان خارجی و سرپیچی از دستور وی توسط وزیری،در سال 1313 به دستور رضا شاه از ریاست مدرسۀ موسیقی بر کنار میشود. سرپیچی از این اجراء آن هم به دستور رضا شاه شاید جز کلنل علینقی وزیری، کار هیچیک از موسیقی دانان آن دوره نبود و هر کس دیگری با این اجرا می توانست نزد شاه محبوبیتی بدست بیاورد. ولی احترام بسیار زیاد وزیری نسبت به موسیقی، باعث میشود که از بردن هنرجویان مدرسۀ موسیقی بر سر میز شام میهمانان رضا شاه خودداری کند و میگوید:«اجرا در این میهمانی بی حرمتی نسبت به موسیقی ونیز به هنرمندان موسیقی میباشد و جای این موسیقی درآنجا آن هم بر سر میز شام، نیست!» این همه نشان از نگاه والای وزیری نسبت به هنر دارد. به یقین وزیری کارکرد هنر را یک کارکرد اجتماعیِ رو به رشد می داند هنری که می تواند در خدمت انسانیّت ،اخلاق، ترقّی خواهی و ایجاد تغییر در شئونات فردی و اجتماعی قرار گیرد. او جزء معدود نوازندگانی بود که در عصر و زمانۀ خودش در ارتباط با موسیقی و دیگر مسائل اجتماعی ، برای مردم به سخنرانی می پرداخت. و این در زمانی بود که بسیاری از نوازندگان سواد اجتماعی بالائی نداشتند از هنر تنها نوازنده بودن را آموخته بودند،آن هم با عناوینی پست در مجالس اعیان.

ازسال 1313 بعنوان استاد دانشگاه به تدریس باستان شناسی،آئین نمایش و تاریخ هنرپرداخت. هفت سال بعد وی مجدداً به ریاست هنرستان عالی موسیقی منصوب شد. 

وزیری شاگردان بسیاری تربیت نمود و آهنگهای بسیاری ساخت از جمله آهنگهای وی می توان به «بند باز،ژیمناستیک موزیکال،اِتود دشتی،دخترک ژولیده،حاضرباش» وتصانیفی چون«دلتنگ،خریدار تو،بستۀدام و..... »اشاره کرد.حتّی انتخاب نام قطعات وآهنگهایش نیز نشان از نوع نگاه وزیری ونیز سلیقۀ غالب آن زمان دارد. وی کتابهای زیادی تألیف نمود و نیزکتبی در زمینۀ موسیقی ملی ایران به نگارش آورد. بوجود آوردن یک نظام نظری برای موسیقی ایران و ارائه گام 24 ربع پرده ای و علامات و واژه های سُری و کُرن به عنوان ربع پرده در موسیقی ایرانی و ترجمه بسیاری اصطلاحات موسیقی بین الملل به فارسی از جملۀ کارهای اوست.وزیری در مورد نظام بیست و چهار بخشی در موسیقی ایران اعتقاد داشت که موسیقی ایران برای رهائی از تکرار و برای جهانی شدن ناگزیر خواهد بود که خود را به این اعتدال یعنی تقسیم مساوی نیم پرده ها به دو بخش (دو ربع پرده) برساند و این اعتدال راهی بود که اروپا نیز آن را تجربه کرده بود. وزیری اعتقاد داشت این اعتدال راهی است برای اینکه موسیقی ایران مغلوب موسیقی غرب نشود و موسیقی ایران با این اعتدال در فواصل گام، وارد فصل جدیدی از سیر تکاملی خویش خواهد شد.پس از ایران بطور قطع و یقین دیگر کشورهای آسیائی و افریقائی نیز به این اعتدال خواهند گروید. استاد علی نقی وزیری دارای شخصیّتی والا بود.افکار و عقاید خود را با صراحت بیان میکرد و از کسی باک نداشت. در جریان انقلاب مشروطیت یک سرباز مجاهد برای مشروطه خواهان و در زمینۀ هنر موسیقی یک آغازگر پر شور و پایه گذار تحّولی در زمینۀ موسیقی نوین ایران بود. معروفترین موسیقیدانی که از تکنیک و تجربه های موسیقی غرب تأثیر گرفته و آن را در موسیقی ایران بکار برده وزیری است. از اینرو بسیاری بر او خرده گرفته اند که وی جهت موسیقی ایران را به سمت و سوئی دیگر کشانده است . این تجدّد طلبی را باید در دوران تاریخی خودش مورد بررسی و ارزشیابی قرار داد.چرا که این نگاه به تحوّلات غرب در زمینه های دیگر نیز در ایرانِ آنروز حادث شده بود چه بسا که در زمینه ادبیات و داستان نویسی نیز نوشتن نوول و داستان کوتاه به سبک نویسندگان اروپایی با ظهور نویسندگان پیشروی همچون صادق هدایت و محمّد علی جمالزاده ودیگران باب شد و نثر منشیانه قدیم رواج خود را از دست داد.حتّی سبک پوشش ولباس و بسیاری از مظاهر تمّدن غرب در ایران رواج پیدا کرد و موسیقی نیز از این تغییر مستثنی نبود .در آن دوران نوازندگانی همچون درویش خان ویا میرزا حسینقلی نیزکه بشدّت به موسیقی سنتّی و قدیم ایران متّکی بودند آهنگهائی با ریتم« والس» ساختند که به شیوۀ اروپائی بود واین خود بیانگر موج تجدّد خواهی بود که در آن ایّام رواج پیدا کرده بود. به عبارتی این هنرمندان نیز همراه با تحّولات عصر خویش حرکت می کردند. بعد از انقلاب مشروطه تغییرو تحّولات چشمگیری در ایران بوجود آمد.بسیاری از این تغییرات برای همگام شدن ایران با سایر کشورهای جهان بود.آمدن سینما توگراف،دستگاه فونوگراف،آمدن اتومبیل و خط آهن و همجنین تغییر در ساختار نظام شهری ایران خصوصاً تهران به سبک معماری فرانسوی، که شامل خیابان کشی ها ومیدان سازی ها و نما و ویترین فروشگاهها و...... زیر نظر رئیس باستان شناسی وقت «مسیو آندره گُدار» انجام میشد.اعزام دانشجویان به خارج از کشور و آشنائی آنان با فرهنگ اروپائیان نیز خود تأثیر بسیار زیادی برسرعت بخشیدن بر این روند داشته است.وزیری که خود از تحصیل کردگان در فرنگ بوده است تصمیم می گیرد که موسیقی ایران را به شیوه ای جدید تبیین کرده ودر این راستا سعی در بوجود آوردن تغییراتی بنیادین در ساختارهای آموزش موسیقی میکند. با آوردن خط نُت و آموزش به شیوه جدید،چهارچوب آموزشهای سنّتی و مکتب خانه ای را به هم میریزد.پس از او نیز این روند واین نگاه توسط برخی از شاگردانش همچون روح الله خالقی ودیگران ادامه می یابد.با نگاهی کوتاه به زندگی هنرمندان آن دوره، هیچ هنرمندی را به پُر کاری و توانمندی و اقتدار وزیری نمی توان یافت. استاد علی نقی وزیری موسیقی ایران را بخوبی میشناخت. وی محتوای موسیقی ایران را بطور بنیانی و ریشه ای درک کرده و آگاهانه بدنبال نوآوری و دگرگونی بود. او تلاش میکرد تا بتواند بخش علمی موسیقی ایران را که به کندی به حرکت خود ادامه میداد، به بخش نظری آن که دچار فترت وسکون شده بود پیوند دهد. و همانطور که ذکرشد، وی تحت تأثیر ویژگی تجدّدطلبی آن دوران که تظاهر آن برخورد تحقیرآمیز با سنّتهای ملّی و گرایش و ستایش فرهنگ و تمدن غرب بود تصمیم میگیرد تئوری موسیقی غرب را جایگزین تئوری موسیقی ایرانی نماید،تا بر سکون آن غالب آید. معروف است که وزیری در یکی از سخنرانی ها یش در سال 1304 میگوید:«بعضی بر من خرده میگیرند که تو موسیقی ایرانی را از بین برده ای ،اگر منظور از این موسیقی همان است که در مجالس لهو و لعب نواخته می شود، همان بهتر که از بین برود.» در حقیقت این سخن وزیری نشان دهندۀ روح سرکش وزیری و نیز انزجار وی از مسائل جاری وحاکم بر موسیقی آن زمان میباشد که بشدّت وی را از ابتذال دور میکرد. وی اعتقاد داشت که با موسیقی ایرانی همۀ کیفیّات خوب انسانی قابل بیان هستند و این موسیقی مبیّن سلامت نفس، نیکی و مهربانی و خصایص نیک انسانی است. وی موسیقیدانی آگاه و پویا بود و بر خلاف بعضی از موسیقی دانان همزمانِ خود با مسائل فرهنگی و اجتماعی و تحولات زمانه خود آشنایی داشت. وی همچنین مدّتی را به مطالعۀ بر روی شعر فارسی ،خصوصاً شعر نو سپری ساخت. وزیری شعر نو را متناسب با احتیاج زمان میدانست و اعتقاد داشت مخالفین شعر و موسیقی نو، در زمان خودشان زندگی نمیکنند چرا که شعر نو و یا بطور کلّی هنر نو محصول فرآیند تغییر و شکل گیری حرکتهای اجتماعی و فرهنگی هستندکه متناسب با زمان خویش بوجودآمده اند و به همین جهت راه خویش را در بستر زمان در میان جوامع انسانی طی خواهند کرد وتا زمانی که با نو جوئی و نوگرائی همراه باشد ،هیچگاه دچار زوال و فراموشی نخواهد شد.

وزیری تحصیل کرده بود و تئوری موسیقی و نت میدانست، به اعتبار همین ویژگیها بود که از نوعی نفوذ و اقتدار در مقایسه با دیگر موسیقیدانان هم عصر خود بر خوردار بود و تصمیم گیری و طرز تفکّر و پیشنهادهایش در مراکز رسمی و هنری کشور ،زمینه های اجرایی می یافت و در تمام مدّت فعالیت هنری خویش نسبت به آنچه که میاندیشید و در راهش گام بر میداشت، با صداقت عمل میکرد و هیچ گاه نیز نسبت به موسیقی سنّتی بی حرمتی و ناسپاسی نکرد. او میخواست موسیقی سنتی را به زمانه ای که در آن زندگی میکرد پیوند بزند.بدون شک وزیری تأثیری بسیار شگرف بر موسیقی زمان خود می گذارد و این روند تا بعد از وزیری نیز ادامه پیدا می کند. بیشتر ارکسترهائی که در رادیو تشکیل می شود ویا ارکسترهای دیگری با عناوین مختلفی در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان تشکیل می شود همه از فارغ التحصیلان مدرسۀ موسیقی بوده اند.که آثاری ماندگاری را درموسیقی ایران بوجود آوردند.