امام علی(ع) می فرمایند:زمان وروزگارشخص عادل بهترین زمانهاست.
ما انسان ها برای پرداختن به رسالتی که داریم (این مفهوم در قالب آرمان ها ووظایفی که در مسیر به جا آوردن آنها باید به انجام رسد شکل واقعی خود را نشان می دهد) دست به فعالیت هایی می زنیم که ثمره آن به نمایش در آوردن کمال مطلوب انسان خواهد بود اما زمانی این امردرتلاش فردی وگروهی انسان نمادینه می گردد که هر کس بتواند با قرار گرفتن در چرخه ای سالم وگسترده از دانش و آگاهی های لازم به این آگاهی برسد که رسالتی که برای او ترسیم گردیده است به چه شکلی و با استفاده از چه ابزار هایی به تحقق می رسد زیرا تنها در چنین شرایطی می باشد که او در به جا آوردن وظایف و تدوین آرمان ها موفق خواهد بود در غیر این صورت عمری که به انسان داده شده است و می باید از لحظه لحظه آن بهره برداری مناسب وکاملی به عمل آید به هدر خواهد رفت زیرا که عدم آگاهی و یا وجود موانعی که از شناسایی و عمل به وظایف جلو گیری می نمایدانسان را از پرداختن به رسالت خود باز خواهد داشت براین اساس اگر موجودیتی به مانعی برای انسان در مقابل استفاده بهینه از عمرش تبدیل شود باید مدیران سیاسی جامعه که وظیفه تدبیر امور آنها را بر عهده دارند دست به کار بشوند و با پرداختن به موضوع و اتخاذ تصمیمات مناسب در جهت برطرف ساختن موانع شرایطی را فراهم آورند که در آن تمام فرصتهای موجود و در اختیار انسان صرف شناسایی و عمل به وظایفی گردد که در راستای تحقق رسالت انسانی بر دوش او گذارده شده است .حال اگر دولتی ویا حکومتی که مسئولیت تنظیم امور مردم را برای به جا آوردن وظایف درست بر عهده دارد بخواهد با مشغول شدن به بازی هایی که ساخته وپرداخته امیال و آرزوهای مادی دست اندر کاران آن می باشد این امکان را فراهم نیاورد که در آن فرد بتواند از تمام فرصت در اختیار خود به رسالت ووظایفش بپردازد آیا امکان آن وجود خواهد داشت که عدالت محقق گردد زیرا در زمانی که همه یا بخشی از مردم از پرداختن به وظایف خود محروم گردیده اند و یا شانس آن را نیافته باشند که در خصوص آنچه که باید به آن بپردازند فعالیتی بنمایند ابتدا بدلیل نپرداختن به رسالت و وظیفه خود از قافله تلاش برای تحقق جامعه ای انسانی عقب خواهندماند و سپس کار و فعالیتی را که باید آنها به آن مشغول می شدند و تخصص آن را داشتندکه با بهخ جا اوردن درست آن محصولات روشنی بدست آورندیا به کسانی واگذار می گردد که با داشتن تخصص ولی بدلیل مشغول بودن به وظایف خویش فرصت پرداختن به آن را ندارند و با بی علاقگی و یا خستگی مشغول به آن خواهند شد و مشخص است که با این شرایط بدست آوردن حداقل نتیجه هزینه های هنگفتی را متوجه خود وجامعه خواهد نمودحال اگر تخصص آن کار را نداشته باشند وکار به آنها سپرده گردد مسلم است که باعث اتلاف فرصت و منابعی خواهدشد که اگر بدرستی مورد بهره برداری واقع میشد می توانست با فراهم آوردن امکان تغییر در نحوه بهره برداری از آنها سرعت قابل ملاحظه ای را در روند حرکت و فعالیت جامعه ایجاد کند در هر حال این شرایط درمسیر ایجاد جامعه ای مبتنی بر اصول و قواعدی که دلالت بر عدالت محوری رفتار ها دارد خلل ایجاد خواهد نمود وآن را از دست یابی به این اهداف دورخواهد ساخت از سوی دیگر انسانی را که خداوند آفریده و در این آفرینش این امکان را برای او فراهم آورده که با شناسایی اهدافی که در نظام آفرینش مستقر گردیده است و انسان موظف است بدنبال تحقق آنها باشد و این کا را با برعهده گرفتن وظایفی ویژه به انجام برساندمی باید یرای رسیدن به موقعیتی که در آن می تواندموثر در وضعیت خود وجامعه باشد باید این شانس را داشته باشد که به حقوق مسلم خود دست پیدا کمد وبا بهره از آنها خود را برای رقابت با دیگران آماده نماید مسلم است که از دیگران عقب خواهد ماند و این عقب ماندگی نسل به نسل مانع از دست یابی آنها به امکان پرداختن منا سب و مطابق با قوانین خلقت بوظایف خود خواهد گردید که مسلما آثار آن بر شرایط کلی جامعه مترتب خواهدبود پس در عدالت و آنجا که بحث پرداخت بالسویه سهم هریک از افراد از فرصت ها پیش می آید باید به این مولفه ها توجه داشت .
الف- امکان بهره مندی بالسویه از آموزش ودریافت دانش وآگاهی.
هیچ تغییری وموفقیتی بدون بهره برداری از امکان آموزش و در یافت دانش وآگاهی متناسب با زمان حاصل نمی آیدوزمانی که در قرآن کریم بحث خواندن و در یافت آگاهی مطرح می گردد وبه تاکید شخص پیامبر گرامی اسلام به خواندن فرا خوانده می شوند و یا زمانی که به قلم ورسالتی که بر دوش دارد قسم یاد می شودمرزی برای بهره مندی از دانش وآگاهی های علمی مشخص نمی گردد ویا گفته نمی شود که زید یا عمر این حق را دارند که از دانش و آگاهی استفاده نمایند و فلان وبهمان این حق را ندارند که به چنین امکانی دست پیدا نکنندبرای اینکه استعداد وتوان افراد در حضور چالش انگیز در عرصه های علمی متفاوت از هم می باشد و ای بسی که یک فردی را که ما بنا به دلایلی از نعمت فهمیدن از طریق قرار گرفتن در متن یک چرخه مستمر از دانش و آگاهی محرومش ساخته ایم با برخورداری از استعداد وسختکوشی که داشته ودارد موفق به کشف مبانی علمی در حوزه های مختلف گردد واز این طریق انسان را با تغیرات شگرفی در بهره مندی از امکانات طبیعی و یا توانمندی های خود بنماید ودر مقابل کسی را که با تمام تمهیدات و حمایت های پیدا و پنهان به موقعیت در ک معانی علمی می رسانیم شاید که از نظر استعداد و توان برای این کار آمادگی و ظرفیت لازم را نداشته باشد و هزینه نمودن ما تنها بمثابه حیف ومیل در امکانات باشد پس مناسب نخواهد بود که با وارد نمودن سلیقه و هدف گرفتن منافعی که بر مبنای سلیقه تفسیر و تاویل می گردد مقررات خلقت را برهم زنیم وبا میدان دادن به کسانی که توان به انجام رساندن برنامه ها را ندارند وحذف کردن منابع انسانیس مناسبی که حکم کیمیا را دارند و می توانند امکان تحولات بزرگ را فراهم آورند تکانه هایی را بر جامعه وارد سازیم که برطرف نمودن آثار منفی آن می تواند هزینه های بسیاری را برای ما درپی داشته باشد.
ب- فرصت قرار گرفتن در موقعیت شغلی مناسب.
پس از جاری ساختن عدالت در بحث مربوط به دسترسی به آموزش برای بهره مندی بالسویه از دانش و آگاهی های لازم وایجاد مهارت های متناسب با نیاز مندی های فرد و جامعه گام دیگری که در بحث برخورداری از شانس حضور و تاثیر گذاری برای فرد وجامعه مهم است واگذاردن کار به کاردان می باشد واین امر با منطق قرآنی بگو منطق وبرهانی را که داری صورت می گیرد و یا هماهنگی دارد زیرا در جایی که قرار است امور جامعه از مجرای بهترین تصمیم به انجام رسد و این کار(اتخاذ بهترین) تنها از عهده کسانی بر می آید که راه های تحقیق ومکاشفه وهمچنین بهره مندی از مشورت را بلد باشندنمی باید به خود این اجازه را دادکه با اتکابه مناسباتی که در آن من وحزب من و یا من وقوم وخویش من حرف اول وآخر را می زند کار و مسئولیت تدبیر امر عمومی و حتی فردی جامعه را به اما واگر سپرد وکسانی را وارد کار نمود که از تمام ویژگی های کار سازمان یافته بله قربان گفتن را یاد گرفته اند امروز در عرصه کار ساز مانی وجمعی نیروهایی بکار می آیند که بتوانند ضمن شناسایی راهبرد ها وکشف روابط موجود در بین پدیده ها بهترین تصمیم را برای تحقق اهداف اتخاذ نمایند و منحصر نمودن هنر مدیریت و مسئولیت به این محدوده که فرد باید مرا و گفته های مرا باور نماید و به آنچه من برای او تعیین تکلیف می نمایم عمل کند شرایطی را بوجود می آورد که در آن نه برنامه های کوتاه و بلند مدت ارزش می یابند و نه با شناسایی پیوند های موجود در میان پدیده ها امور به سمتی هدایت می گردند که از درون آنها محصولات جامع وروشنی بدست آیدوتازه برای خود فردی هم که در یک تنگنای رقابتی مهارت های فراوانی را برای تصدی امور مهمی بدست آورده است بسیار سنگین خواهد بود که در شرایطی که داشتن آن پست حق مسلم اوست و تنها به دلیل قرابت های خاص آن را به کسی سپرده اند که در حد واندازه های آن کار نیست تن به کار بدهد و تصمیماتی را که می شد بسیار بهتر از آنها را اتخاذ نمود به کار بندد.
*از مجموع آنچه که مطرح گردید مشخص است که عدالت در مبحث مربوط به بهره مندی از فرصت ها بسیار گسترده می باشد وتا زمانی که در این محدوده اقدامی مناسب صورت نگیرد نمی توان به برقراری عدالتی جامع وفراگیر که در زیر تسلط آن برای سایر وجوه زندگی انسان فکری اساسی نمودامیدوار بود زیرا که تا انسان نتواند برای اثبات توانمندی های خودزمینه وفرصت مناسب را فراهم ببیند مسلم است که پرداختن به این نکته که می تواندویا قادر است که برای مدیریت منابع و فرصت ها از خود لیاقت و ظرفیت نشان دهد در حد حرف باقی خواهد ماند و چون برای اثبات ادعاهایی که در آن بر امکان استفاده مطلوب ترپافشاری گردد وجود نداردو موقعیت آن فراهم نمی آید که برای ارزیابی و مقایسه بین آنچه که به انجام می رسد و آنچه که بیشتربه صورت شفاهی تفسیر می شود اقدامی عملی صورت پذیرد مشخص است که همگان به این باور خواهند بود که شیوه در حال انجام بهترین راه و مدیریت حاکم بر حرث و نسل جامعه مناسبترین آن می باشد اما زمانی که حاکمیت بتواند موقعیت مربوط به رقابت و اثبات ظرفیت ها را دربین نیروها بالسویه فراهم آورد و هریک از احاد ملت برای در اختیار گرفتن موقعیتی که مناسب حال خودوجامعه می بینند به مبارزه در یک میدان تحت مراقبت و نظارت عادلانه به رقابت فراخوانده شوندوکار به کسی سپرده شود که از دیگران برای برعهده گرفتن آن مسئولیت صلاحیت وصلابت داشته باشد مسلم است که در تمام این نیروها این باور متبلور خواهد گردید که کار به کاردان و صاحب امر سپرده شده است ومناسبترین رفتار آن است که با او به همکاری پرداخته شود تا با استفاده حداکثری از امکانات و فرصت ها دست آورد هایی بدست آید که با ورود آنها در چرخه تولید موقعیت و شناسایی منابع تغییرات جامع وواقع بینانه ای درامور عمومی مردم فراهم آید برای همین هم هست که امام علی (ع) می فرمایند که:خدا رحمت کند هرکس را که حق را زنده کند وباطل را بمیراند،ستم را سرکوب وعدل وداد را برپا دارد.
