روابط عمومی شهرداری ابهر در شماره اخیر ندای ابهر دو جوابیه به مطالب مندرج در ندای ابهر ارائه داده که هر دوی آنها خارج از حوزه وظایف و رعایت اصول تکریم ارباب رجوع می باشد که در اولین آن عملا کار پاسخگویی به بد و بیرا گشیده شده و روابط عمومی با استفاده از مفاهیمی چون گوش شهرداری ازانتقادات نابجا وعدم ارائه راه کار پر است،ویا ابنکه این دوستمان دم از عدالت می زنند وعدالت در منطق اینان با عدالت مورد نظر نظام اسلامی بسیار تفاوت داردراه به ناکجا آباد می برد زیرا که مسئول در اصل کارش پاسخ دادن به سئوال مردم است و در چنین تعاملی مسئول نمی تواند خط کش بگذارد ویا خود را در جایگاه قضا قرار دهد و بگوید که گفته این تعداد از مردم با منطق من جور در نمی آید و یا نقدی را که وارد ساخته است بجا و یا نابجا می باشد در ثانی کارفرهنگی که بخشی از ماموریت ومسئولیت دوایر دولتی می باشد باید از کانال و مجرای فرهنگی به انجام رسد مثلا آنجا که روابط عمومی حود را در جایگاه پاسخگویی می یابد برازنده ومناسب نخواهد بود که این کار را با توهین و یا ....مصادف سازد و شهروندی را که جرات نموده و با بلند نمودن صدا بر دارندگان قدرت خودرا در خطر تهدید و محرومیت قرار میدهدبه بیان نابجا و یا انتقادات غیر معقول متهم سازد.
در مورد دوم روابط عمومی شهرداری موضوع اطلاع رسانی واقناع مخاطب را وارد بحث جوابیه نموده وبا اشاره به یخش نامه هایی از وظایف شهرداری ها بیان نموده که متراژ تابلو سر درب مغازه ها برای اخذ عوارض نیست بلکه در جهت سامان دهی می باشد اما مسئول محترم یا متوجه این موضوع نمی باشند و یا به عمد دنبال در هم نمودن موضوع ها هستند زیرا اگر ایشان می خواستند و در صدد برمی آمدندتا بدانندکه چکار باید بکند باید متوجه این موضوع می شدند که
اولا کار ارزیابی و یا زیبا سازی سردربمغازه را بایدبا هماهنگی مجامع امور صنفی به انجام می رساندندزیرا که دراصل متولی امور عمومی بازار این مجمع می باشد و دخالت در کار آن واتحادیه های صنفی در سطح شهر درست نمی باشد.
دوما ایشان باید به خود زحمت می دادند و قبل از شروع بکار در یک فرایند سالم وکارشناسی شده توضیحات لازم را به مردم می دادندتا آنها دچاربرداشت های گوناگون از موضوع نشوند.
ثالثا اگر کار درست ومنطقی می باشد و امور از مجاری قانونی وتحت مراحلی به اجراء در می آید چه نیازی به گوشه و کنایه زدن به روزنامه و مدیر مسئول آن دارد اما اگرخود شهرداری و بالتبع آن مسئول محترم روابط عمومی اعتراضی به موضوع دارند آیا بهتر نیست آن را به اطلاع مراجع فرادست برسانندتا با ارائه طرح قابل توجیه قانون گذار فکری به حال مردم بکند
در نهایت اینکه روابط عمومی شهرداری ابهربه خود این حق را داده که برای مردم تعیین تکلیف نماید و از آنها بخواهد که مطالب مورد نظر خود را چگونه منعکس نماینداین نوع از برخورد که موید نفوذ و رسوخ ویژگی اخلاقی ملوکی در روابط عمومی شهرداری ابهر می باشد اگر مورد توجه وکنترل مسئولان شهرستان واقع نشود دیر نخواهد بود که امثال روابط عمومی شهرداری ابهر جایگاه مردم و ولی نعمتی آنان را مخدوش و بی اعتبار بدانندواز این محل صدمات فراوانی را به این جایگاه وارد کنند.
اما لازم است مدیر مسئول ودست اندرکاران ندای ابهرهم به این موضوع توجه نمایند که اگرقانون مصوبی دارای مشکل باشد ودر جریان عمل موانعی فراروی مسئولان ایجادکندباید واضعان آن اگر در قید حیات می باشندتوضیح دهندکه فلسفه تدوین آن قوانین چه بوده است و وارد نمودن ایراد از سوی مسئول فعلی را نمی توان با عنوان فرافکنی بکناری نهاد.
ندای ابهر هم که خود را مدعی تمام مسائل و صاحب اختیار در ورود در تمام حوزه های می داندمناسب است در کنار ایرادات و انتقاداتی که مردم آن را برای عمومی نمودن در اختیار آن جریده می گذارند به خود زحمت دهد و با بررسی روی سوابق و فلسفه تدوین انتقاد را متناسب با روح قوانین و فلسفه اجرایی نمودن آنها بکندتا منجربه کشمکش و خدای ناکرده اختلاف و فاصله بین مردم ومسئولان نگردد.
