توانند تاثیرات بسیار مخربی بر ادبیات و نوع ارتباطی که مردم می توانند با هم داشته باشند اعمال نمایند. مثلا شما شاعری را که به سفارش شعر می سراید اگر مورد توجه قرار دهید متوجه خواهید شد که او در توجیه رفتار خود عنوان می دارد که اوهم مثل دیگران که ناف خود را مثلا به پرداختی های شهرداری بسته اند به زندگی و رفاه نیاز مند است و شعربه سفارش میگوید تا بلکه بتواندبا برخورداری از صله شهردار و یا روابط عمومی آن مرهمی برزخم های ناشی از بد روزگار بگذارد ویا روزنامه نگاری که بازیچه و اسباب دست فردی خاص می باشد و به رضایت او قلم به دست می گیرد وچیزی می نویسد و یا گرد آوری می نماید که خودش به آن اصلا اعتقادی ندارد چون از او پرسیده می شود که گرامیم به چه حقی ویا با اتکاء به کدامین منطق چنین رفتاری را در پیش گرفته ای عنوان می دارد که خوب من که امتیاز روز نامه ای را اخذ نموده ام باید برای سر پا نگه داشتن آن چیزی بنویسم که منافعی را متوجه من بکند وگرنه من اگر واقعیت ها را بنویسم مسلم است که مغضوب می گردم و از نان خوردن می افتم مشخص است که این نمونه ها تنها نمونه های موجود در جامعه ما نمی باشند بلکه خود همان مسئول روابط عمومی که عملا به همه کاره واحدی اداری تبدیل شده و کرورکرور پول می دهد تا مثلا ندای ابهر بر علیه شهرداری بنویسد و یا حدیث زنگان بر علیه ندای ابهر بنویسد و در این فضای واویلا مردم می مانند که از شهرداری چه می خواستند و شهرداری برای آنها چه کرده است رفتاری بشدت ساده نگارانه را در پیش گرفته است زیرا که مردم و یا خوانندگان روزنامه ندای ابهر و یا حدیث زنگان با ملاحظه آگهی و رپر تاژ آگهی هایی چون گفتگوی خبری بسادگی متوجه می شوند که این هم بازی می باشدکه برای مشغول نمودن مردم بکار گرفته شده است و گرنه جایی که شهرداری امروز قادر نیست بدهی خود را به بیمه و تامین اجتماعی و از محل بیمه کار گران و کار مندان فامیل و غیر فامیل اعضاء شورا بپردازد و از محل جریمه بدهی ها ماهیانه مجبور است شصت میلیون جریمه بپردازد پولی ندارد که بتواند از طریق آن وارد بازی هایی چون سرمایه گذاری بشود ویا شهرداری که در حوزه های مختلف فعالیتی خود برنامه های روشنی مدون نساخته و به جامعه تحویل نداده تا راه جذب سرمایه گذاری باز گردد با شرکت در همایش فنی و پیچیده شهرداری ها که در دانشگاهی چون صنعتی شریف برگزار شده دنبال چه چیزی می باشد اینها سئوالاتی است که اگر شاعر گرانمایه ابهری ما ویا آن روزنامه نگار نا آشنا و بی تعهد به اخلاق حرفه ای از خود بپرسند و بدنبال جوابی برای آن بگردند دیگر به خود این اجازه را نمی دهند که منتقدرا آدم بیماری فرض نمایند که فقط می نویسد و یا فقط از شهرداری انتقاد می نماید زیرا که پاسخ این سئوال ها می تواند به شاعر ما بگوید که جناب شاعر امور اجتماعی با چشم شهلا،دهن غنچه،زلف پریشان و...تفاوت های فراوان حتی ماهوی دارد و مناسب آن است که شاعری چون تو همیشه از همان چیز هایی بگویی و بسرایی که سال ها توتم و ملکه ذهن تو بوده اند وکار نقد و فعالیت در حوزه های اجتماعی را به کسانی بسپاری که می داننددر شهر چه خبر است و یا باید از چه چیزی بنویسند و روزنامه نگار ما هم ازطریق غور در این پرسش ها می تواند ببیند که نهاد هایی چون شهرداری برای آن ایجاد شده اند که با توجه و مهندسی چیدمان شهری مردم را در رسیدن به رفاه و آسایش تحت حمایت بگیرند نه اینکه شهرداری تمام کار های خود را ول کند و مشغول به مسائلی شود که مثلا در شورا های دوم واول بوده است وآنها را آتو بگیرد که ما می توانیم ال و بل بکنیم دوستان در جایی که باید بیش از سی درصد بودجه و اعتبارشهرداری صرف فعالیت های فرهنگی شود نه تنها در این زمینه کاری صورت نگرفته و اقدامی نشده این چه ربطی می تواند به شورا های اول ودوم داشته باشدبهتر آن است که به سئوال موجود در نزد افکار عمومی که می پرسد شهرداری در عرصه فرهنگ چرا کم کار است پاسخ بدهید نه این که به سرعت روابط عمومی شما برای سرپوش گذاشتن براین ضعف در شناطی که مرکز تولید پیاز و انگور است دستوربه نقاشی شالیزار و شالیکاری بدهد و یا چون ایام دهه شصت چند شعار در دیوار ها تحریر نماید و با گردنی افراشته بگوید که ما کارمان به چشم آمد و امام جمعه و یا فرمانداراز فعالیت های شهرداری به نیکی یاد نمودند.
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت: ۹:۳۳ ق.ظ
پس شاعری که ساده نگرانه فکر می کندمنتقدین فقط از شهرداری انتقاد می کنند با مراجعه به این متن می تواند ببیندکه نه خیر منتقدین از اشعاردر پیتی اوهم که تنها برای صله منظوم گردیده است انتقادمی نمایند و یا آن روزنامه نگاری که فکر می کند نوشتن و گفتن نیش دار برای تخریب شهردار و یا رئیس سابق شوراست باید بداند که تمام مطالب او هم قابل نقد است ومی توان هزاران اشکال برآنها واردنمود واین نه برای تخریب بلکه برای بهبود شرایط نوشتن در ابهراست زیرا چیزی که امروزه تحت عنوان روزنامه نگاری درابهررایج گردیده نوعی وارونه نگاری ویا ساده بینی مسائل است که اگر رشدش تحت کنترل در نیاید دیر نخواهد بودکه آن اندک آبروی برآمده از سال ها زحمت قلم زنان در هفته نامه هایی چون بهار زنجان،ابرچای وتا حدودی افق هم به باد خواهد رفت.
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ