فرزند زمانه بودن از تاکیداتیست که در دین ما جدی گرفته می شود و منظور ازتاکید مزبور این است که فرد باید با به چنگ آوردن دانش و مهارت لازم خود را مهیای مدیریت آنچه که در حال شکل گرفتن است و یا باید شکل بگیرد بنماید. در علوم سیاسی این هنر را کسب مهارت ارائه تحلیل مشخص از شرایط مشخص نام می نهندو اعلان می دارند که یک سیاست مدار زمانی می تواندخود را عالم و آگاه به زمان معرفی کند که بتواند ابتدا از شرایطی که در آن قرار گرفته است و یا حاکم برسرنوشت فرد و جامعه می باشد تعریف روشنی ارائه بدهد و آنگاه با استفاده از هنر پیش بینی آنچه که واقع خواهد شد اعلان بدارد که برای همسویی با شرایط و یا مدیریت آن چه کاری بایدکرد واین مهم دقیقا در موقعیتی مخالف با سطحی نگری قرار می گیرد زیرا فرد سطحی نگر اولا نمی تواندتعریف روشنی از موقعیت خود ارائه دهد و در ثانی چون عالم به مبادلات و معادلات موجود ومناسبات حاکم فی مابین آنها نیست نمی تواندپیش بینی روشن و قریب به واقعیتی از شرایط ارائه دهد و یا بگوید که با متغییر های موجود و ارتباط فی مابین آنها فردای فرد و جامعه چگونه خواهد شد مثلا شما اگر مقوله ای تحت عنوان نرخ رشد جمعیت را مورد توجه قرار دهیدمطمئنا با بدست آوردن افزایش موالید دریک ترم مشخص زمانی متوجه خواهید شد که این افزایش مدیران جامعه را ملزم می دارد که بدانند مثلا در طی پنج سال آینده باید چه تعداد به تخت بیمارستانی،صندلی ونیمکت مدرسه،فضای اشتغال،ازدواج وخانه و یا تعمیم وتوسعه منابع ورزشی و تفریحی اضافه گردد تا کفاف نیاز مندی های جامعه را بدهد ویا با کاستن از کمبود های موجود سطح برخورداری بالنسبه مطلوبی را در اختیار مردم قرار دهد وبا این محاسبه خود را موظف ببیند که این تعداد موردنیاز را تامین نمایند.
حال اگرمسئولی با توجه به چنین اعمال مدیریتی درتبین روش های مدیریتی خود بگویید چه کسی پنج یا ده سال دیگر را دیده بیایید به جای اسب سواری قاچ زین را بچسبیم و برای سال آینده و یا فرصتی که از امسال باقی مانده فکری اساسی بکنیم مطمئنا اگر جامعه و افراد حاضر در آن سرنوشت خود را به چنین نگرشی متصل سازند دیر نخواهد بود که پنج سال آتی نیز بیاید و بگذرد و از محل نداشتن تحلیل درست و برنامه مشخص به نیاز مندی ها و تنگنا های موجود مقادیر متنابهی افزون گردد.ویا همین امروز که منطقه خاور میانه را آبستن حوادث بسیار خطر ناکی می بینیم که مشخصا به بازی با سرنوشت همه و میهن عزیز ما کشیده خواهد شد مدیری با سطحی نگری اعلان بدارد که ما بیرون ازاین بازی خواهیم ماند و آنانی که منافع خود را در حمام خون جستجو می کنند و امید وارند که مشکل جهانی اقتصاد را که سخت گریبان دول متمدن و پیشرفته را به چنگ آورده با انتقال به خاور میانه مرهمی نهند ما را زیر سیبیلی رد خواهند نمود و با مصون گذاشتن ما راه خود کج خواهندکرد وبا غنایمی که از مصر،سوریه،بحرین،تونس وحتی عربستان بدست آورده اند راه خودرا در پیش خواهند گرفت و به جایگاه وموطن اصلی خودبر خواهندگشت و با این حساب در پی آن برنیاید که برای روز های سخت تدارک و امادگی لازم را فراهم نماید مسلم است که روز های سخت از راه خواهند رسید و ما چون آمادگی و امکانات موردنیاز را فراهم نساخته ایم دچار مشکل خواهیم گردید .
در شرایط امروزما بایدبا ارائه یک تحلیل درست از موقعیت زمانی که در آن قرار گرفته ایم متوجه این نکته باشیم که منازعات موجود در منطقه حکم کشمکش بین دو دولت بزرگ از برای تقسیم جهان (همانند آن چیزی که پس از جنگ اول جهانی صورت گرفت و دامنه منازعات جنگ دوم جهانی و جنگ سرد را بوجود آورد) را ندارد بلکه با عنایت به این نکته که امروز مشکل تمام ملل دارا و توانمند همانندهم است و یا امروز امریکا از چیزی در رنج است که مایه رنج عذاب انگلیس،فرانسه،ژاپن و چین و روسیه می باشد متوجه این واقعیت بشویم که راه برون رفت از این مصیبت برای مستکبران شرقی و غربی آن یکسان می باشد آنگاه در خواهیم یافت که منازعه روسیه و امریکا بر سر سوریه نه بخاطر مردم سوریه و منافع آن بلکه برای سهمی می باشد که روسیه از این قربانی می خواهد ویا اعلام حمایتی که چین از ما در خصوص موضوع هسته ای دارد نه برای این است که چین مارا دوست دارد و می خواهدکه ما با دست یابی به یک منبع انرژی و یا امکانات فراوانی که صورت توسعه یافته این انرژی می توانددر اختیار ما قراردهدخودرا به استقلال و تولیدسودآور اقتصادی برسانیم ویا به زعم مارکسیست مائوئیست های وطنی ویا جهانی چین از ما به عنوان عضوی ازاردوگاه ضد امپر یالیستی دفاع می نماید بلکه چین نیز همانندروسیه که زمانی خود را طلایه دار مبارزات ضد امپریالیستی می دانست و از این منظر تلاش داشت اردوگاه خودرا با افزون نمودن اعضا ویا اقمار اردوگاه قوی نماید وامروز خود امپریالیستی شده است که با استخراج وتولید نفت فراوان در صدد جمع آوری ثروت جهانی و قوی ساختن خود است دچار مشکلات عدیده ای می باشد که برای برطرف نمودن آنها به حمایت وکمک امریکا و یا سهمی در خور از جهان تکه پاره نیاز مند است که آن را از طریق بازی به نام ایران دنبال می کند که مشخصا در موقعیتی که خواسته هایش تامین گردد ما را به کنار خواهد زد و همسویی با منافع غرب را به عریانی اعلان خواهدنمود که کسب آمادگی برای چنان روزی می تواند یکی از هنر های لازم در مدیریت باشد که متاسفانه آثاری ازاین آمادگی کمتردر رفتارهای مدیران و جامعه ما به چشم می آید
به اجمال آنکه سطحی نگری در هر سطحی اگر گریبان جامعه و مسئولان آن را به چنگ آورد مشکلاتی را بر ساختار آن تحمیل می کند که نتیجه آن ممکن است از مغفول ماندن اهداف تا عقب گرد از اقدامات طراحی و به اجرا گذارده شده باشد برای همین است که انسان به اجبار باید برای مدیریت زمان و منابعی که برای بکار انداختن طرح های در رابطه با آن مورد نیاز می باشد به تحلیل و ارزیابی دقیق دست بزند تا بتواند امور خود را مطابق با مقتضیات زمان پیش ببرد واز منافع و مصالح خود غافل نشود.
