در نظام فکری که بخش بخش آن را با مطالعه،تحقیق،الگو برداری از بزرگان و در نهایت آزمون و خطا برای خود ایجادنموده ام یک فاکتور و یا آیتم اساسی وجود دارد که عنوانش را گدایی نکردن محبت و یا نداشتن انتظار درک وفهم خوداز سوی دیگران گذاشته ام که براساس آن هیچگاه کار را برای خوشایند این و آن انجام نمی دهم ویا برای کسب محبت از آنانی که خود را مرکز تولید وانتشار محبت می دانندو فکر می کنند که مردم گدای محبت آنان هستند و اگر محبت منتشر نسازند مردم می میرندخودرا به آنان نزدیک نمی سازم و به خاطر همین روش است که کمتر با صاحبان موقعیت که عملا به مرکزی برای بذل و بخشش محبت به متملقان و مجیز گویان تبدیل می گردند نزدیک می شوم ویا آنها مرا برای برخورداری از محبت با شائبه ای که ارزانی می دارند به خدمت فرامی خوانند.
اینها را نه از آن جهت گفتم که خودم را فردی جدا بافته از ذات انسانی معرفی کنم بلکه می خواستم بگویم که آدمی هستم که علاقه دارم که اگرقرار است محبتی نثار من شودو یا من به خاطر به جا آوردن وظیفه انسانی محبتم را ارزانی دوستی بنمایم این کار براساس تعامل توام با احترام متقابل باشد واز این جهت است که لطف بسیاربزرگوارانه برخی از دوستان صاحب قلم و هنر شهرستان که با حضور در محل کارم و با اهدای هدایایی معنوی که برای من به اندازه تمام حقوق مادی و معنوی سالیان طولانی فعالیت درعرصه فرهنگ ارزشمند بود به دیده منت می گیرم و قدر دانی صمیمانه خود را نثارشان می دارم و عنوان می کنم که دوستان دراین فضای وانفسای که نثار محبت برای برخورداری از رانت ها و لابی های مختلف صورت می گیرد محبت شما عزیزان که در پی آن هیچ چشمداشتی قرار نداشت مرا به اندازه ای شاد نمود که تمام خستگی های حاصل از نامردمی های صورت گرفته در حقم را ازبین برد و به من انگیزه وتوانی را تزریق نمود که ازطریق آن می توانم بیش از گذشته بنویسم و بیش از گذشته برملا سازم شرایطی را که می شد بسیاربهترازآن باشد.
اما حال که سخن به اینجا رسید لازم است این سئوال را از اعضای جامعه فرهنگی و یا فعالان حوزه فرهنگ شهرمان ابهربپرسم که چرا به چنین شرایطی گرفتارآمده ایم وضعیتی که می بایداز فعالان عرصه قلم در محل کارشان تقدیر و تشکر کنیم مگر ما مالک و صاحب اصلی امکانات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیستیم ویا مگر امکانات موجود در اداره ارشاد اسلامی برای تعمیم فعالیت های خودجوش و تحت مدیریت درآوردن فعالیت های از هم گسیخته فعالان در عرصه فرهنگ نیست پس چرا در روزی به نام قلم که باید در آن از افراد فعال در این عرصه تقدیری شایسته به عمل آید تنها کسانی به میدان فراخوانده می شوند که یا طرفدار مدیر ارشاد می باشند و یا چنین مجالسی را محفلی می دانند که صرفا بایددر آن حضوربیابند تا سخنرانی از تهران بیاید وآنها را به عنوان استاد و صاحب قلم ابهر به آنکه از تهران آمده معرفی بنمایند و یا مدیرارشاد در مطالبش از آنان با نام استادو فرهیخته نام ببرد.!!!
براستی آنانی که در روز قلم امسال نقل مجلس ارشاد بودند وهمانندسالیان گذشته در صف های اول نشستند و خود را براوج تعارفات یافتنددر طول سال گذشته به اندازه یک پارگراف مطلبی که بتواند شور برانگیزد و تحرک ایجاد کند مرقوم داشته اند اگر داشته اند آیا ممکن است که بگویند این نوشته ها را در کجا داشته اند وچند نفر از مردم از آنها استفاده کرده اند نکندکه در منطق مسئولانی که نظام اداری ومالی!!! ارشاد را درابهر تحت تولیت دارند هرکسی که بنویسد حتی اگر نوشته هایش در کل کشور هم خریدارداشته باشد بدلیل آنکه مقبولیت و مشروعیت آنها را مدیر ارشاد ابهر امضاء ننموده نمی تواند نویسنده باشد و نویسنده شناخته شود وتنها کسانی می توانند در حریم امن و مجالس پر هیاهوی ارشاد وارد گردند و ارج بینند و بر صدر نشینند که مدیریت ارشاد کم وکیف فعالیت آنها را تایید نموده باشد واینجاست که باید به خود آمد و به آنانی که دغدغه شهر و اعتبار آن را دارند هشدار داد که دوستان بی توجهی شما ویا رضایت دادنتان به وضعیت فعلی رفته رفته شرایط را به جایی هدایت می کند که در آن کم کم دایره تنگ نویسندگان به کسانی محدود می گردد که در طول یک سال یک پارا گراف مطلب از آنها منتشر نمی گردد وتازه اگر هم مطلبی از آنها منتشر شود هیچ تاثیری بر جامعه ندارد یعنی موقعیتی پیش می آید که جامعه نیاز مندی های فکری خود را که بایداز جوهر قلم وخامه فکر نویسندگانش دریافت دارد کسب نمی کند و محرومیت فرهنگی زمینه ساز محرومیت های جدیتری می شود که آثار آن را همینک در افزایش خودکشی،دگر کشی،نابهنجاری های کنشی وواکنشی،اعتیاد،بیماری های روانی وقمار و طلاق و....مشاهده می کنیم
آیا این تهدیدات روح شما را نمی آزارد و انگیزه مندتان نمی سازد تا بنویسید که چرا در روز قلم از خبرنگاران جوان شهر ،از داستان نویسان بزرگی که می توانندتحرک اجتماعی لازم را ایجاد کنند و بدبختانه مغضوب واقع شده اند ویا هنرمندان بزرگی که مورد بی مهری واقع شدندتقدیر به عمل نیامد دوستان نوشتن کتاب و انتشار دادن آن کار سختی می باشدکه بایداز نویسنده کتاب و یا شاعری که چنین کار سختی را به انجام رسانده است باید تقدیر نمود اما باید از خودمان این سئوال را هم داشته باشیم که دهها جلد کتاب در خصوص مشاهیرابهر و یا اشعار فراوان درزمره غزل کی می تواند برابر با یک مقاله آسیب شناسی در خصوص جوانان و یا جرم و بزه رو به گسترش به یاری شهر ومردمان محروم آن بیاید چرا مدیرعالم پرور ارشاد فعالیت های فرهنگی شهر را به سوی مطالعه وتولید مطلب در حوزه علوم کاربردی هدایت نمی نماید و یا با افرادی که دراین بخش ها دارای هنر و ظرفیت نویسندگی هستند حشر و نشر ندارد ؟
جواب این سئوال مهم را چه کسی باید بدهد منتظرجواب می مانم و اگر جوابی داده نشد در طی مقالاتی عنوان می دارم که چرا مدیر ارشاد ازراه انداختن مطالعات هوشمند خوشش نمی آید و امور فرهنگی شهررا به سوی شعرو یا بیوگرافی نویسی هدایت می کند؟
