انتخابات ریاست جمهوری امریکا در آبان ماه سال جاری برگزار می شود واز میان دو کاندیدای مطرح یعنی جناب رامنی کاندیدای حزب جمهوری خواه و آقای باراک اوباما یکی سکان دار مملکتی می شود که در عین داشتن برترین های جهان که به حق هیچ کشوری قادر به داشتن بخش های محدودی از این امتیازات نیست با مشکلات فراوان داخلی و خارجی در گیر است ویا به عبارتی مسئولیتی را برعهده می گیرد که قبول مسئولیت آن می تواند لرزه بر اندام بسیاری از سیاستمداران با اسم و رسم جهان بیاندازد.
اما جدای از بزرگی و اهمیتی که این انتخابات برای خود امریکاییان دارد و فرد برگزیده باید خود را برای انجام دقیق آن آماده نماید این انتخابات بدلیل اعمال تاثیرات شگرفی که بر جای جای جهان می نماید به نوعی برای تک تک ملت های غیر امریکایی هم مهم و حیاتی شده است واز این روست که انتخابات امریکا به نوعی به حساسیتی جهانی وموضوعی مرتبط با سرنوشت و آینده تمام ملل تبدیل شده است به نحوی که ما درایران نیز با حساسیت ویژه ای تحولات مربوط به آن را پی می گیریم و محفل ومجمعی نیست که درارتباط با این موضوع صحبتی در آن صورت نگیرد.
از این روی وبا عنایت به حساسیت های طبیعی که وجود دارد اگر بخواهیم موضوع انتخابات ریاست جمهوری را به نوعی تفسیر و تحلیل بنماییم می توانیم بگوییم که موضوع مهمی که در بحث انتخابات ریاست جمهوری امریکا می باید بدان توجه نمود این است که هردو حزب موجود در امریکا مواضع و راهبرد های خود را منطبق بر منافع ومصالح کشورامریکا می نمایند و کمتر اتفاق می افتدکه دولت و اقدامات آن متکی محض بر دیدگاه ها و یا آراء ونظرات شخص ریاست جمهوری باشد ویا به عبارتی انتخابات ریاست جمهوری امریکا ااگرچه از نظر فرم با انتخابات دیگری که در سطح جهان صورت می گیرد مشابهت و همسانی هایی دارد اما از آنجا که اتکای این دو حزب بر رای وهمراهی بخش های خاصی از جامعه می باشد مطمئنا تاکتیک های اتخاذ شده از جانب آنها به نوعی تحت تاثیر آرزو ها و انتظارات لایه های خاصی از رای دهندگان امریکایی می باشد که احزاب مزبور در انتخاب شعار و یا حتی تاکتیک هایی که منجر به اخذ رای مردم می شود و یا روش های مدیریتی که منجر به ادامه حضور حزب مزبور در قدرت می شود دقت و آینده نگری لازم را می کنند که می تواند تاثیر خود را بر سرنوشت دیگر نقاط وملل جهان اعمال کند واز این جهت است که انتخابات ریاست جمهوری امریکا و به قدرت رسیدن حزب خاص در آن کشور می تواند برای جهانیان مهم باشد.
مثلا حزب جمهوری خواه امریکا تلاش می کند تا در اتخاذتصمیم هایش راه را برای سرمایه گذاری و رونق اقتصادی از طریق کمک به سرمایه گذاران وحمایت از آنها هموار کند ودر مقابل حزب دمکرات سیاست هایش را با تمرکز در تامین رفاه اجتماعی و یا ارائه خدمت به لایه های میانی (از طریق کاستن از مالیات ودادن امتیازات خاص) جامعه راهبردی می نماید واینجاست که روش های اعمال اقتدار وتاثیر آن برمجامع جهانی از سوی امریکا متفاوت می شود زیرا که حزب جمهوری خواه اگر بخواهد به تدوین واعمال استراتژی خاص در خصوص منطقه ای از دنیا یا یک کشور خاص اقدام کند باید تمایل وحمایت سرمایه داران را بهمراه خود داشته باشد و از این روست که می تواند با حمایت و تغییر سمت دادن به سرمایه گذاری و تولید مثلا از سوی کالاهای صنعتی به اقلام جنگی سرمایه گذاران را امیدوار به این موضوع کند که آنها می توانند در آمد های قابل توجهی از جنگ داشته باشند اما چون حزب دمکرات باید هزینه های جنگی خود را از محل مالیات هایی که از مردم می گیرد تامین کند(و به نوعی با خرج این مبالغ در میدان های جنگ چون اثر گذاری دولت در بحت تامین اجتماعی کمتر می شود وفشار بیشتری به مردم واردمی شود) وهزینه های جنگی این مالیات ها را افزون می سازد دولت دمکرات چندان مایل به راه اندازی جنگ ودرگیری های بزرگ نمی باشد(هرچند که اگر منافع کلان ملی امریکا اقتضا بکند دولت دمکرات هم بدون ترس وارد میدان جنگ می شود)
وامروز هم که مسائل خاورمیانه و اقتدار یابی هند و چین در آسیا ضرورت ایجادجنگ برای برهم زدن موازنه قدرت در آسیا را جدی نموده مسلم است که امریکا برای اعمال دکترین خاص خود در آسیا تمایل بیشتری به برسرکارآمدن دولتی جمهوری خواه از خودنشان می دهد.( بایداذعان داشت که دمکرات ها به خاطر این که احتمال جنگ بیش از هر زمانی می باشد وآنها اگر مدیریت این جنگ را برعهده داشته باشند ضمن تحمیل هزینه ها به لایه های میانی جامعه سابقه تاریخی خوبی از دمکرات ها را به یادگارنخواهد گذاشت براین اساس چندان شایق نیستند که مسئولیت آن را به صورت تاریخی برعهده داشته باشند) ویاانتخاب ریاست جمهور جمهوری خواه از احتمال بیشتری برخوردار است.
موضوع دیگری که انتخابات امریکا توجه به آن را در اولویت قرار می دهد این است که امروزه در تمام نقاط دنیا روشنفکران و صاحب نظران دنبال پاسخ به این سئوال می باشند که با انتخاب چه کسی منافع ومصالح جامعه خودشان تامین ویا متعالی می گردد ودر ایران ما هم مسئولان و صاحبان فکر از این چالش بسیار اثر گذار دور نمی باشندو با حساسیت ویژ ه ای موضوع مزبور را مورد دقت قرار می دهند که بدلیل قرار گرفتن ما در خاور میانه که به نوعی محل کشمکش قدرت های نو ظهوری چون هند و چین و خیزش های منافع نگرانه مردم با امریکا می باشد این حساسیت ها طبیعی وواقع بینانه است زیرا که بدلیل تلاقی دوام و اعتلای منافع ومصالح ما با زیاده خواهی های امریکا وزور آزمایی او با دیگر کشور های با منافع گسترده ما باید با دقت و حتی هراس بیشتری به آینده و حتی پیروزی یکی از جناح های سیاسی حاکم بر امریکا بنگریم اما نباید این نگاه را کاملا معطوف به جنگ و درگیری بکنیم و یا منفعلانه منتظر پیروزی جناحی باشیم که می دانیم با پیروزیش امکان جنگ بالا می رود بلکه بایدبا بررسی همه جانبه احتمالات منافعمان را تشخیص دهیم و در راستای تحقق وتامین آن گام برداریم به نحوی که اگر احساس نمودیم منافع ما با جنگ تامین می شود نبایداز جنگ بهراسیم وآنجا که می توان با صلح و گفتگو مسائل را حل کنیم مطمئنا باید به گفتگو ومفاهمه تن بدهیم اما این هر دو شدنی نیست مگر آنکه ما هم مثل امریکا و یا دیگر قدرت های جهانی کار را به اهل آن که متخصصان و محققان در حوزه های مختلف می باشد بسپاریم و با تعیین راهبردهای عالمانه از چیزی دفاع کنیم و بدنبال چیزی باشیم که نیاز واقعی و حیاتی امروز ما می باشد وامروزهم به تجربه وتحلیل دقیق شرایط این واقعیت عینیت یافته که در کنار مباحث متفاوتی چون نفوذما در خاورمیانه و انرژی هسته ای و... موضوع مهم دیگری که همانا سهم ما در اقتصادجهانی می باشد بسیار حیاتی می باشد که متاسفانه به خاطر فراموش نمودن وغفلت ازآن و یا نپرداختن عالمانه به آن امکان تحقق دیگراهداف ضعیف شده است زیرا جامعه ای که در آمد مکفی و تضمین کننده فعالیت و حتی مقابله ورقابت نداشته باشد در بلندمدت تمام عرصه ها را به دشمن وا می گذارد ومجبور می شود که با پرداخت هزینه های بسیار سنگین خواست ومطالبه احجاف گرانه دشمن را بپذیرد واین چنین است که ما تنها با اتکای محض به نفت ونداشتن تنوع در تولید اثرات سوء تحریم ها را ملاحظه می نماییم وهزینه های قراوانی را در مسیر دفاع از منافع ومصالحمان تحمل می کنیم که برای برون رفت از این وضعیت از امروز باید به رصد کاملا عالمانه انتخابات و شعار هایی که کاندیدا های مزبور می دهند تا رای شهروندان را بدنبال داشته باشند بپردازیم زیرا که چه با اوباما که ازشانس کمتری برای پیروزی برخوردار است وچه با رامنی که با توپ پر جنگ آمده است نیاز به بحث های فراوان سیاسی اقتصادی خواهیم داشت تا بلکه بتوانیم با افزودن به سهم خود از اقتصاد جهانی آنهم بدون اتکای به نفت منافع ومصالح گسترده ای داشته باشیم واز این محل راه را برای انتقال و تشریح مواضع ایدئولوژیک و یا مسالمت جوی خود باز بنماییم
