واقعیت انکار ناپذیر وجود شرایط سخت بر هیچ کسی از آحاد ملت پوشیده نیست و هر کس به نوعی با این پدیده آشنایی یافته و به نوعی آن را لمس می کند اما چیزی که این واقعیت سخت را تلخ و عذاب آور می کند و ممکن است که موجبات اختلال و بر هم خوردگی در نظم اجتماعی را فراهم آورد انداختن بار مسئولیت به دوش دیگران و یا متهم نمایاندن رقبای سیاسی می باشد که باید بنا بدلایلی که ذیلا بدانها توجه داده می شود از این کار اجتناب شود وبا وحدت وهمدلی و تحقیق در راه های برون رفت از مشکلات اقدامات کلی در مسیر همدلی و توافق صورت بگیرد.
اما اگراز کلی گویی بگذریم و بخواهیم علت و یا علل پیدایش شرایط حاضر را مورد بررسی قرار دهیم و در این میان تمرکز ما بر وی وظایف نمایندگان مجلس باشد می توان گفت که بر خلاف نظر آنانی که فکر می کنند سامان دهی به جامعه کار شاقی می باشد که فقط از عهده غول های فکر و اندیشه برمی آید کار سامان دهی و مدیریت بر امور اجتماعی یکی از ساده ترین رفتار هایی می باشد که از انسان سر می زند زیرا که در اصل ساختار اجتماعی انسان بر دو عنصر
1- تولید
2- مصرف
استوار می گردد که مدیریت بر چیزی که باید با منطق اقتصادی تولید شود و نظارت بر جایی که محصول تولید شده می باید در آن به مصرف برسد نمی تواند و نمی باید سخت بوده باشد زیرا تا نیازی احساس نگردد ویا خلایی ملاحظه نشود مسلم است که کسی به فکر تولید نمی افتد و جایی که برای برطرف نمودن نیاز ها وکمبودها هزینه شود و تلاش صورت گیرد کمتر کسی را می توان یافت که بی تفاوت از کنار موضوع رد شود و نخواهد که به نیاز ها های خود بی توجه باشد.
پس جایی که اعلام نیاز می شود تا تولیدی صورت گیرد و نیازمند برای بدست آوردن آن تمام تالاش خود را بکار می گیرد آیا امکان دارد که امور چنان پیچیده و سخت شود که کسی نتواند فاصله میان تولید و مصرف را پر کند تا جای که محصول در دست تولید کننده باد بکند و مصرف کننده چون به کالای مورد نیازش دست نیافته برآشفته شود و گرفتاری های ناشی از فقر و محدودیت را تحمل کند.
اما همین کار ساده چون بدست من انسان آز مند و خود خواه می رسد با تنیدن تار و پودی از مقررات که تفسیر و تاویل هریک از آنها به کار ویژه های خاصی نیازمند می شود کار تولیدو دست یابی به محصول حاصل از فرایند تولید را چنان سخت ومبهم می سازم که هم تولید کندده می ماند که برای برون رفت از این همه پیچیدگی چه بایدبکند و هم مصرف کننده مستاصل می گردد که برای دست یابی به چیزی که نیاز مبرم وحتی حیاتی او محسوب می گردد چگونه باید خود را با محدودیت های ناشی از عدم دسترسی به آنچه که نیاز دارد هماهنگ سازد.
با این مقدمه می توان گفت که اجتماع انسانی بر محور دو عنصر تولید و مصرف می گردد و اگر او تلاش می کند که با ساختن ارکانی تعالی لازم را به دو فرایند مزبور بدهد برای این است که تسهیلاتی را برای خود تدارک ببیند ویا در عمل می توان گفت که ارکان ساختاری در جامعه تشکیل می گردند تا با پیش بینی تمهیداتی امکان تسریع و تسهیل در موضوع تولید و مصرف را به انجام برسانند و یا بنا به روایتی می توان گفت که مجلس به عنوان یکی ازارکان ساختاری جامعه امروزین شکل می گیرد تا با تدوین قوانین و نظارت بر اجرای دقیق و مو به موی قوانین تولید کننده را مطمئن سازد که تولیدش مطابق با راهبرد های جامعه می باشد و مصرف کننده را به یقین برساندکه تمام نیاز مندی های او مورد توجه قرار گرفته و با اختصاص منابع و فرصت های مناسب تولید و در اختیارش قرار خواهد گرفت.
تا بدینجای کار نماینده شدن و یا رای گرفتن از مردم برای قرار گرفتن در جایگاه نمایندگی آنها بسیار ساده می نمایاند زیرا که نماینده بر گزیده می شود تا برود و در مکانی به نام مجلس استقرار یابدتابا زبانی شیوا ودر بین نمایندگان مناطق مختلف دیگر بگوید که مردم منطقه ابهر این نیاز ها را دارند و یا از این کمبود ها در رنجند تا با تدوین قوانین که برای تعیین دقیق حدود وروش های فراهم آوردن موارد مورد نیاز مردم است سهم مردم ابهر از منابع کلان ملی مشخص گردد ودر اختیارشان گذارده شود تا آنها بتوانندمطابق با نیاز های خود به مصرف اقدام کنند و یا با بهره برداری دقیق از منابع مالی و فرصت مشارکت نقش تعیین گننده ای در تولید منابع و فرصت های جدید در عرصه های ملی بر عهده بگیرندواین در ظاهر نمی تواند چندان سخت باشد اما زمانی که قرار می شود نماینده در یک ماراتن نفس گیر رقابت با نمایندگان دیگر تمرکز و توجه سیستم را به سوی نیاز مندی های منطقه ای چون ابهر وخرمدره باز گرداند خوب مسلم است که این کاری مشکل و حتی طاقت فرسا خواهد بودواز اینجاست که کار سخت می شود زیرا که نمایندگان شهر های بزرگ و حتی نمایندگان مناطق با فرهنگی که در آنها چند نماینده متفق می شوند تا از امور کلی مناطق زیر بلیط نمایندگی خود دفاع نمایند منتظر نخواهندماند و یا این اجازه را به نماینده مناطق کوچکی چون ابهر که در آنها سرعت تولید فکر درحد صفر ونرخ مشارکت نمی تواندخود را بالاتر از صفر بکشاند ویا کسی برای خود این فرصت را فراهم نمی کند که به یاری نماینده برود و یا حتی نماینده اساسا به این نمی اندیشد که باید برای بجا آوردن درست وظایفش از کسانی که می توانند اندک کمکی به او بنمایندیاری بطلبد نخواهند داد که برای رقابت در تعیین سهم و افزایش آن دست به اقدام بزند ونتیجه این می شود که شهر های بزرگ روز بروز بزرگتر و پر امکانات تر می شوند و شهر هایی چون ابهرروز به روز ضعیفتر و محرومتر می گردند ویا حتی با فشاربر منابعی که در گذشته تدارک دیده شده اند آنها را هم به سوی نابودی سوق دهند.
ادامه دارد
