چند روز پیش مطلبی را در یکی از وبلاگ های علمی درخصوص تمدن های تاریخی مطالعه می کردم که ذکر مواردی از آن را برای آگاهی خوانندگان عزیز لازم دانستم یکی از این عجایب مربوط به تمدن باستان, معبد مارپیچ "بریتانی" است که نزدیک به 13 کیلومتر طول دارد و در ساختن ان بیش از 10000 قطعه سنگ بزرگ بکار رفته است . 300 قطعه از این سنگها هر کدام بیش از 15 پا یعنی نزدیک به 5 متر ارتفاع دارد .!! بنای اعجاب انگیز دیگری که توجه دانشمندان و باستان شناسان را به خود جلب کرده یک قلعه قدیمی است به نام " ساکسا هوامن " است که پیش از شکوفائی تمدن "اینکا" ساخته شده است . براستی کدام موجوداتی که از لحاظ جسمانی و عقلانی در حکم غول هایی بشمار میرفتند توانسته اند قبل از " اینکاها " این قلعهء باستانی را در کوهستان " آند " بنا نهند .؟ نکته شگفت انگیز درباره این بنای عظیم ان است که ساکنان اولیه " پرو " در امریکای جنوبی چگونه توانسته اند صدها بلوک سنگی را که برخی از انها 200 تن وزن دارند از زمین بلند کرده و این سنگهای عظیم را به منطقه ای که بیش از 3 کیلومتر از سطح دریا ارتفاع دارد منتقل سازند.؟ باستان شناسان در امريکاي جنوبي با معماهاي بيشماري روبرو هستند که هيچ جواب قانع کننده اي براي ان ندارند . بنای بعدی سکوهای " بعلبک " در سوریه میباشد . چه کسانی طرح اولیه این سکوهای اعجاب انگیز را ریخته اند و با چه وسایلی تخته سنگهای عظیمی را که هر یک بیش از 1200 تن (دقت کنید 1200 تن) وزن دارد بلند کرده بر فراز 54 ستون بلند که ارتفاع هر یک از انها به 27 متر میرسد قرار داده اند , انهم در قلب صحرا بنای دیگری که توجه دانشمندان و باستان شناسان را بخود جلب کرده است, معبد مشهوری است موسوم به " پاگودای سیاه " ایا میتوان تصور کرد که این معبد عظیم را مردمان قدیم ساخته باشند.؟ این معبد 228 پا حدود 69 متر ) ارتفاع دارد و روی ان سقف یکپارچه ای از سنگ قرار گرفته است که وزن ان را 2000 تن ( به وزن ها دقت کنید ) تخمین می زنند !! معلوم نیست کسانی که این معبد عجیب را بنا نهاده اند چگونه موجوداتی بوده اند و چه نیروی خارق العاده ای داشته اند .؟ من از شما میپرسم کدام جرثقیل مدرنی را میشناسید که بتواند سنگینی وزنی معادل 2000 تن را جابجا کند؟
حتما خواهید پرسید که منظور نگارنده ازآوردن این مثال ها چه بوده ویا نگارنده با آوردن چنین اعداد و ارقامی تلاش داشته کدام ظرفیت و توانمندی نسل حاضر را با آنها مورد مقایسه قرار دهد؟
ضمن ارزش نهادن به این حساسیت شما گرامیان نگارنده قصددارد که این فاکت های تاریخی را درتایید وجود خردمندی در نسل های گذشته و برخورداری آنها از تکنولوژی مناسب ومقایسه آن با خردمندی وتکنولوژی حاضر در شهری چون ابهر مورد استفاده قرار دهد و بپرسد که چگونه است که در دهها هزار سال قبل در نزد انسان ها وجود داشته اند مسئولان ،دانشمندان و یا معمارانی که می توانستندامکانات مناسب را تهیه نمایند تا کار گران بتوانند زیر نظر متخصصان سنگ های دویست تنی و یا هزار ودویست تنی را حدود چندده کیلومتر آنهم در راههای ناهموار حرکت دهندو یا آنها را چند صد متر در ارتفاع بلند نماید و بنایی چون آنچه در بعلبک لبنان به چشم می آیدایجاد کنند و آنگاه امروز در شهری چون ابهر و با وجود منابع مالی و انسانی فراوان ویا راه ها و ابزار های دقیق فنی مسئولی پیدا نشود که بتوانداز مردم استمدادبنماید و برای ایجاد یک کشتارگاه مکانیزه آستین همت بالا زند و آنگاه کشتارگاه شهر در میان بهت وحیرت مردم تعطیل گردد و قصاب ابهری مجبور بشود که برای انجام کشتار گاو وگوسفند را به قزوین و یا زنجان منتقل نماید و کسی نباشد که بپرسد پس دراین شهر نماینده،فرماندار،شورا و یا شهردار به چه دردی می خورند ویا اساسا این همه اداره و سازمان برای چه چیزی درست شده اند و یا این هزینه برای سرپا ماندن به مردم تحمیل می نمایند.
زمانی که مطلب مربوط به تمدن های بزرگ گذشته را مطالعه می کردم خدا را صدها بار شکر می کردم که در آن زمان نبوده ام ویا شهری به نام ابهر در آن زمان وجود نداشته زیرا که اگر قراربود در این شهر بنایی چون بنای بعلبک ساخته شود ومسئولانی از جنس مسئولان فعلی شهر موظف می گردیدندکه آن کاررا به انجام برسانند چه وامصیبتای می شد وضع مردم شهر وچه خون بدل کسانی می گردید که می دیدند در بغل گوش آنها مثلا در قیدار بنایی بزرگ خلق می گردد و چون نوبت ابهرمی شود یا سنگ گیر نمی آید و یا بنای ماهری وجود ندارد و یا اگرهمه چیزدر دسترس باشد واراده وهمت عمومی معطوف موضوع می گردید تازه مسئول محترمی دست به کمر می زد و با طعنه و قهر به دیگران می گفت که من(مثلا) شهردار شهرم و تا من هستم دلم نمی خواهدکه چنین بنایی درابهرساخته شود وهر کس غبطه قیداررا می خورد می تواندبرود ودر قیدار زندگی کند تا افتخار داشتن بنایی چون بعلبک شامل حال او هم بشود. وآن موقع من نگون بخت بایدبا پای پیاده و یا با رام نمودن یکی از اقوام تنبل وحرف گوش کن دایناسور ها هلک هلک راهی منزل گزیدن در قیدارمی شدم تازه اگر آنها مرا به خاطر داشتن زبان تلخ و منتقد می پذیرفتند و یا نه
براستی چرا در شهری که من در آن زندگی می کنم توجه و بکارگیری وسواس در بجا آوردن مسئولیت ها این مقدار سخیف وسطحی شده است مثلا میدان زیبایی چون میدان انقلاب و یا ترمینال تخریب می شود و قریب به پانصد میلیون تومان صرف بازسازیی که اصلا نیازی بدان نبود می شود ویا در میدان مخابرات تندیس مسخره ای از آسیاب و به قیمت حدود چند ده میلیون کار گذاری می شود ویا المانی برای میدانک ورودی اتوبان ساخته می شود وپس از چندروزی بدلیل مضحک بودن نوع ساخت ومضمون برداشته می شود و حدود چندده میلیون تومان حیف ومیل می شود ولی کسی نمی آید و از شهردار و شورا نمی پرسد که چرا برای این همه کار غیرلازم پول هست و لی برای باز سازی کشتارگاه و صنعتی نمودن آن که از صنایع بنیادی وپایدار است ومی تواند برای توسعه کشاورزی،دامداری و خدمات ذیربط با خود بازار کارمناسبی ایجادکندپول وجود ندارد.براستی دوستان شورایی ما با این کارنامه بازدر انتخابات آتی خود را کاندیدا خواهندنمود؟
آیا نماینده محترم که خبر ورود و دخالت ایشان را که منجربه برطرف شدن همیشگی مشکل کشتارگاه شده بود دفترارتباط مردمی ایشان در ابهربه رسانه ها داده بودند واین خبربا بسته شدن کشتارگاه نادرست از آب در آمد می توانند به این پرسش پاسخ دهندکه چه نظارتی برکارهای شورا و شهرداری ابهر وخرمدره دارند وچگونه توجیه می کننداقدامات شورا و شهرداری این دو شهر را در مصرف اعتبارات و بودجه در جدول گذاری و اصلاح مهندسی راه های این دوشهر و بی توجهی آنها به مصادربنیادی چون کشتارگاه، نکند کارنظارتی هم وظیفه ایشان محسوب نمی گردد و به عنوان نماینده این وظیفه را ندارندکه ازشهرداران ابهر،خرمدره،هیدج و صایین قلعه بپرسند که چرا اعتبار موردنیاز کشتارگاه را تامین ننمودند و به عوض آن میدان ها را دوباره وچند باره کندند وباز سازی کردند.
ویا فرمانداران محترم شهرستان های ابهر وخرمدره که درعین داشتن مسئولیت بالاترین مقام دولتی وظیفه نظارت برمجموعه های اداری شهرستان ها را برعهده دارندوازاین نظر که هم شهرداری ها وهم فرمانداری ها اززیرمجموعه های وزارت کشور می باشندچرا به کارهای صورت گرفته توسط شهرداران موجود در دو شهرستان نظارت ندارندو از آنها نمی پرسندکه چرا برنامه ها و طرح های آنها از نظام اولویت بندی برخوردار نمی باشد.
وچرا از ما مردم ابهر وخرمدره کسی نیست که بپرسد چرا در زمانی که می بینید منافع ومصالح شهر به بازیچه ای دردست عده ای از افراد بی توجه ومسامحه کار تبدیل شده است خودتان وارد عرصه نمی شوید و با کنارزدن این افراد امور را تحت مدیریت نمی گیرید تا خسارت های چون بسته شدن کشتارگاه متوجه ساختارشهری دوشهرستان ابهرو خرمدره نشود
دوستان خواننده این سطور بایدبدانند که کار و اقدام استانداری استان زنجان و مدیریت دامپزشکی و بهداشت ودرمان استان با عنایت به فرصت هایی که به شهرداران ابهر وخرمدره دادند درست و قابل تقدیربود و این شورا های اسلامی دوشهر ستان بود که در برابراین فرصت ها احساس مسئولیت ننمودند و با غفلت ومسامحه کاررا به آنجا رساندند که یکی از مراکز بنیادی در کمک به کشاورزی،دامداری،چوبداری و صنعت حمل و نقل دراین دو شهرستان تعطیل شد ودر نهایت با تاثیربرگران شدن گوشت ازقرار کیلوی هفت ویا هشت هزارتومان مردم را دچار مشکل نمود.
براستی کسی ازمسئولان ابهر این مقدار تعهد در برابر شهروندان در خوداحساس می کند که بگوید چرخه غلطک وار براه افتاده در تعطیلی مراکز خدماتی شهرچون حمام سونا،تخریب زمین فوتبال چمن طبیعی مجموعه شناط،دانشکده فنی مهندسی،بانک خون،مرکز معاینه فنی گاز شهری و...کی وبتوسط چه کسی از کار خواهدافتادوما مردم نگون بخت ابهر مطمئن خواهیم شد که نه بنایی چون بعلبک بلکه موجودیتی چون کشتارگاه نقلی صنعتی در ابهر و به میمنت وجود و حضور مسئولان دایر خواهد گردید و خدماتی را به مردم ارائه خواهد داد؟.!!!!
