وقایع تاریخی بدلیل تاثیری که بر روند رفتاری انسان و تعالی روح او دارند دلیل بزرگداشت خود را در درون خودنهادینه می نمایند تااگر کسی بخواهد به این دلیل دست بیابد و با درس آموزی از آن برای ایجاد حادثه ای مشابه دست بکار گردد باید با مراجعه به متن ومحتوای روایتی صادق که از آن واقعه شده است آن علت را بیابد وبدان عمل کند وگرنه دوستاری بدون علت یابی و عمل به نتیجه ای که از حادثه تاریخی حادث شده است نه تنها برای فرد در امروزش بلکه برای کارنامه ای که خواهد داشت ودر روز قیامت با بررسی آن مشخص خواهد شد که چه مقدار در قول و عملش صادق بوده است اثری نخواهد داشت.
در موضوع کربلا و حدیث عشق و ایثار به نمایش در آمده از سوی یکی از پاک باز ترین انسان ها همین رسم و آیین حاکم است و عاشق دریافت چرایی بزرگداشت اربعین شهدای کربلا می تواند راه خود را کج نماید و با ورود در میدانی که در آن خون برشمشیر پیروز گردید و سر فصلی را بنیاد نهاد که برای همیشه تاریخ به عنوان یک سرفصل برای آزادی خواهان و ظلم ستیزان (آنهم ظلمی که در پشت پرده دین وبا استفاده ابزاری از مقدسات صورت می گیرد) درآمد تا آنها بدانند که برای تاریخی شدن اگر نتوانستند و یا زمانه این امکان را نداد که حسینی شوند باید با عمل به آنچه که غافله سالار خون و قیام دستور آن را تجویز نموده است زینبی شود و گرنه حتی اگر در دلش غوغای از کربلا و طوفانی از حسینی شدن وجود داشته باشداما در مقابل ظلم و بروز و استمرار پدیده سیر نابخردی که منابع مادی و انسانی و فرصت ایجاد جامعه ای آرمانی را به باد فنا می دهد سکوت نماید یزیدی خواهد بود.
خوب گفتیم که برای یزیدی نشدن باید زینبی شد و برای زینبی شدن باید حسینی فکر کرد و حسینی رفتار نمود ومطمئنا برای حسینی فکر و رفتار نمودن باید مکتبی بود و در این کار با استفاده از قرآن ،سنت،اجماع و عقل آمیخته به دانش ومهارت تجزیه وتحلیل سری به کربلا زد تا مشخص شود که چرا برای شهید بزرگی چون علی(ع)که خودن فرقش محراب عبادت و جهاد اکبر را رنگین نمود اربعین و مراسم ویژه آن را برگزار نمی کنند ولی برای فرزندش بزرگداشت با عظمتی که عظمت آن بسیار بیشتراز بزرگداشت یک واقعه معمولی و یا حتی موثر تاریخی است برگزار می گردد.
اما برای رفتن به کربلا و درک دقیق حادثه بوقوع پیوسته در آن ضرورت ایجاب می کندکه به شصت و یک سال قبل از آن تاریخ مراجعه نماییم و با ارائه تصویری روشن از ترکیب جمعیت و طبقات جامعه عربستان ببینیم که پیدایش اسلام چه تحولی را در این جامعه پست و عقب مانده ایجادنمود تا مشخص شود که اگر از حسین(ع) ویارانش انتقام گرفته می شود این انتقام از یک مخالف محض سیاسی نبوده بلکه این انتقام تاریخی قومی مفتضح شده از جریانی تاریخیست که آقایی آن را از بین برده است
آری از پیدایش اسلام و تلاش برای استقرار حکومتی که بتواند سیاه را با سفید و عرب را با عجم مساوی و در برخورداری از تمام حقوق انسانی برابربنماید حرف می زنم واز اتفاقی می گویم که با بروزش ابوسفیان و حاکمیت سفیانی را به زیر کشید و اجازه داد تا ابوذر ومقدادو میثم وهرپابرهنه مسلح به باور توحیدی بتواند در برابرابوسفیان و تیر و طایفه ای این چنین تمام قد بیاستندو با کلامی به استواری احد از ضرورت تسلیم دربرابرحق سخن به میان بیاورندو از اینجا بودکه بوسفیانیان صاحب عقده حقارتی شدند که با راه اندازی بساط خلافت اموی و خونریزی های فراوان از شیعیانی که برای استمرار حکومتی که منادی رحمانیت در بین تمام انسان ها بود تلاش نمودندتا عقده فرو خفته خود از در هم کوبیده شدن بساط اقتدار خود را برون بریزند که مسلما یکی از بدترین این عقده گشایی ها و انتقام های خونین همانا برخورد شدید ودر هم کوبنده با امام حسین(ع) ویارانش بود.
حال بیایید فرازی دیگر از تاریخ را که به وقوع حادثه کربلا منجر گردید مورد بررسی قراردهیم تا ببینیم که چرا شدت برخورد امویان با علویان در حادثه کربلا با تمام قدرت بود .
دوستانی که حوادث برپایی حکومت اسلامی را مطالعه نموده باشندبه یاد دارند که دقیقا در ساعاتی که جسم بی جان و مطهررسول خدا(ص) بر زمین مانده بود و یاران صدیق او به رهبری امام و پیشوای مسلمانان راستین درفکرغسل وکفن او بودند جریانی تاریخی با ریاست و سروری تنی چنداز روسای قبایل ایجاد شد و از درون آن فردی برای رهبری و ریاست جامعه اسلامی و دقیقا در جهتی خلاف آداب انتخاب رهبری در یک جامعه عقیدتی انتخاب گردید که مسلم بود که این انتخاب بدلیل قرار گرفتن ریشه ونهاد آن در میان طبقه برخورداری که هنوز اسلام نتوانسته بود آداب موجود و حاکم برآن را ازبیخ وبن برکند حرکت سمت گیری قدرت سیاسی را به سوی برد که از درون آن عثمان و پایگاه امویان در شام بیرون آمد وهمین عاملی شد تا جامعه ی متحد و یک پارچه دوران حضور و رهبری نبی گرامی اسلام(ص) دو پارچه شود و مردم پا برهنه ای که با دل دادن به اسلام امید به رستن از ظلم و قشری نگری داشتند دوباره با مشاهده برج و باروی در حال قد برافراشتن حکومت زر وزور و تزویر بود ناامید از آینده ونگران از بربادرفتن تمام زحمت هایی که برای برپایی حکومتی الهی کشیده شده بود دنبال فردی گشتند که با نزدیکی به رسول خدا و درس گرفتن از تمام وظایف و عملکرد های ایشان همچون خود نبی گرامی(ص) شده بودند رفتند وبا استعانت از او برای برقراری حکومتی بازگشته به بنیاد فکری خود به امویان نشان دادند که اگر دیربجنبندباز تاریخ تکرار خواهد شد و مایه های شکل گرفته توسط خدعه ونیرنگ آنها دوباره با طوفان انقلابی دیگردر هم پیچیده خواهدشد و از این رو بود که فرازی دیگر از تاریخ و این بار حکومتی با رای ونظر عموم مردم مخصوصا طبقات ضعیف ومحروم جامعه وتحت امامت و زعامت فردی عادل بوقوع پیوست که در آن اندک دوران حکومتش به مردم فهماندکه می توانند بدون حضور نبی(ص) و دسترسی مستقیم به منبع وحی وتنها با اطاعت از امامی عادل حکومتی را ایجاد کنند که بر محور عدل بگردد واز این رو بود که امویان وتیر وطایفه آنها با دسیسه و بوجود آوردن شرایطی که در آن پول و سب آل علی حرف اول و آخررا می زد و می توانست با ریختن خون علی(ع) و مسموم نمودن حسن(ع) امیدبه پاکسازی جامعه از پیام های حق طلبانه داشته باشد با ایجادحادثه کربلا و نشان دادن تمام سبوعیت و دد منشی امید وار به اتمام کار علویان و نهضت های حق طلبانه گردید ویا این فکر در نزدآنها جا افتادکه دوام و پایداری حکومتشان جاودانه شده است.
اما از آنجا که خداوند همیشه بر پایه حق ایستاده وخود برای استقرار آنچه که فلسفه خلقت است پاسداری می دهد بلاهت و احمقی را در آنها به اوج رساند به نحوی که آنها با ریختن خون شهدای کربلا و اسب تاختن به جنازه این بزرگواران عدم تشییع و به خاک سپاری آنان در حالی که کشته های خود را به خاک سپرده بودندواین عمل باعث می شد تا خون به ناحق ریخته شده برروی زمین بماند و برای حرمت گرفتن خود قبایل اطراف کربلا را به یاری بخواند تا آنها بدانند و تعریف نمایندکه اشقیی با خاندان رسول خدا در صحرا و در دور از چشم مردم چه معامله ای نموده اند و از سوی دیگر سبوعیت وخشم بیش از حد امویان از علویان و اطمینان آنها به این اصل که شدت عمل می تواندمانع از شکل گیری دوباره قیام برای احقاق حق گرددباعث شد تا دستور داده شود که سر سیدالشهداء را برای عبرت گرفتن مردم در شهرهای حرکت اسراء به حرکت در آورند که همین اقدام منتهی به این امر شد که ابتدا مردم پابرهنه که اعتقاد بی الایشی به خاندان نبوت داشتند ازظلم بی حد و دشمنی لجام گسیخته امویان با علویان آگاهی بیابند و با این آگاهی خود را برای گرفتن انتقامی شدید آماده نمایندوهم اینکه شرایط را آنگونه رقم زدندکه اسراء برای باز گرداندن سر مطهرامام (س) به محل قتلگاه و تشیع آن در کنار جنازه بی سر آننواده گرامی پیامبر (ص)فرصتی را به دست آورند که با استفاده از آن به تبیین چرایی شهادت و خواست های ایشان اقدام نمایند .
پس فاصله زمانی شهادت امام حسین (ع)یعنی دهم ماه محرم تا بیستم ماه صفر که روز بازگشت سر مهطهر امام به نزد جنازه مطهرایشان است به منزله آن است که این جنگ تمام عیار و تاریخی در این مدت با تمامیت خود وجود داشته و از این روست که اربیعین حسین(ع) به عنوان فصلی دیگر از تاریخ وحادثه کربلا زنده نگه داشته می شود وبا مراسمی خاص بزرگداشته می شود
