چرا می توان از هوشمند صفایی و یا محمد عزیزی انتظار داشت ولی از نماینده نه؟!!!!
در وبلاگ خانه فرهنگ ابهر وروزنامه ندای ابهرمطلبی بسیارشیوا به قلم شاعر و نویسنده پر توان شهر ما جناب دکتر امیر حسین الهیاری به رشته تحریر در آمده بود که دراصل انعکاسی بود از خیر اندیشی مشارالیه واستمدادی بود از نماینده مردم در مجلس که اگر با دقت مورد مکاشفه قرار می گرفت می توانست این پیام را برای ایشان داشته باشد که مردم با مشاهده بی تفاوتی مسئولان و یا مغفول ماندن وظایف سازمانی ازسوی مسئولان ندای حق خواهی خود را بلندمی کنند و به گوش نماینده می رسانند تا ابتدا ایشان برای یاری در رابطه با موضوع فوتی وفوری که پیش آمده اقدام لازم را به انجام برسانند و در گام بعدی بدانندکه روند انجام امور و بجا آوردن وظایف از سوی مدیران دوایر مختلف مطلوب طبع مراجعان نمی باشد و ایشان بایدبا انعکاس مطالب ارائه شده از سوی مردم به مدیران و مراجعی که حقوق می گیرندتا ازحقوق واقعی شهروندان پاسداری نمایندگوشزدنمایند که در حوزه تحت بلیط آنان نارضایتی هایی به چشم می آیدکه نمی تواندمطلوب طبع مردم وموافق با اهداف نظام باشد.
اما اگر ازاین کلی گویی هایی که کمتر موردعنایت از سوی نماینده وسایر مدیران فرادستی واقع می شود بگذریم وبه اصل موضوع بپردازیم مشاهده خواهد شد که فردی ازاحادملت با مشاهده نقصی در روندانجام امور نماینده را به عنوان مصدر نظارت و اخذ توضیح از مسئولان فصل الخطاب قرار داده و با انتقال موضوع از ایشان خواسته تا برای برطرف شدن مانعی که می تواندانجام روند عادی رسیدن یک قهرمان به صحنه رقابت های بین المللی را با مشکل مواجه سازد اقداماتی را به انجام برسانند و حداقل کمک نماینده می توانداین باشدکه با دریافت موضوع و بررسی آن مسئول موردنظر را در جریان امرقرار دهد و از ایشان بخواهدکه با تسریع در پردازش موضوع وانتقال نتیجه اگرکاری از دست نماینده برای برطرف نمودن آن برمی آید ایشان را مطلع سازدتا به کمک هم مسئله را ختم به خیر گردانند.
تا بدینجای کار تفسیر وتاویل بدیهیات بود و از این جا به بعد می شود دلیل نگارش مطلب که امیداست در انجام آن موفق باشم.
پس ازنگارش مطلب گروهی از افراد با بهانه حمایت از نماینده،حمایت از دست آورد حضور موثر مردم خرمدره در انتخابات و متاسفانه تعدادی هم برای فرافکنی و تخلیه عقده های شخصی از نویسنده ویا وبلاگ خانه فرهنگ اقدام به انتشارنقطه نظراتی نمودند که نتیجه ای جز به حاشیه بردن مطلب و اعمال اثر سوء در انگیزه نویسنده با سواد ومرام نداشت ازاین روی نگارنده به عنوان شهروندی که بخشی ازوظیفه خود را دفاع از اهل فن در حوزه فعالیت های رسانه ای می داند برخودلازم دیدم که هم در حمایت از نویسنده مطلب وهم بیان این نکته که جانا سخن از زبان ما می گویی اقدامی در واضح و شفاف نمایی شرایط داشته باشم براین مبنا ابتدا به دوستان هوادار نماینده و یا اهل خرمدره عرض می نمایم که دوستان نماینده منطقه بر مبنای وظیفه قانونی خود موردخطاب مردم قرار می گیرد و اگر نبودکه ایشان در برابر خواست ارباب رجوع و یا موکلان خود باید پاسخگو باشدمطمئنا کسی ایشان را مورد خطاب قرار نمی داد همانگونه که در حدودپنجاه سالی که از عمر نماینده فعلی می گذرد کسی ایشان را برای حل مشکلی موردخطاب قرار نمی داد واین ربطی نداردبه این موضوع که ایشان خرمدره ای و یا ابهری باشندهمانگونه که در گذشته مثلا بنده که شناطی هستم وقتی از آقای مهدوی انتقادمی نمودم دوستانی وجود داشتندکه می گفتند چون فلانی شناطی است از آقای مهدوی انتقادمی کند.
اما بخش دوم مطلبم را می خواهم به این بخش ازشعر معروف شاعرامیداختصاص دهم که فرمود
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
وبیان بدارم که اصل بقای ملک وملت است و این بقاء تنها با خدمت و یا خدمت هایی ممکن می شود که هر فرد می تواند با بهره گیری از امکانات در دسترس به انجام آن مبادرت ورزد و این تفاوتی نمی کند که فردنماینده باشد،اهل ابهر و یا خرمدره باشد و یا با تجربه و یا بی تجربه باشد بلکه مهم این است که اقدامی در جهت برطرف نمودن مانعی و یا در مان دردی صورت گرفته باشد مثلا دوستانی که هوشمند صفایی را می شناسندمی دانند که ایشان نه نماینده بوده اندونه هستند اما هرجا که بوده اند وکاری از دستشان برمی آمده برای مردم کرده اند به عنوان مثال ایشان فقط در محدوده سال های هشتاد تا هشتاد و چهار با فراهم آوردن فضای اشتغال برای جوانان ابهر وخرمدره حدودبیست نفراز آنان را در مناصب مختلفی دراستان تهران ویا قزوین بکار گرفته اندو یا توصیه استخدام ایشان را کرده اند (یا برای کمک به ورزش يامساجد ومدارس پیشقدم بوده اند) و از همان محل شهرهای ابهر وخرمدره همینک در تهران و کرج و قزوین مستخدمینی دارندکه ضمن تامین نان برای خودوخانوادهشان محلی برای مراجعه سایر شهروندان شده اند ویا همینک آقای محمد عزیزی فرماندار سابق شهرستان ابهروشهردار منتخب شورای اسلامی شهر زنجان با قرار گفتن در جایگاه شهرداری منطقه شانزده تهران مایه خیرشده اند و تعداد قابل توجهی ازجوانان ابهر وخرمدره را برای تصدی مسئولیت های مهمی در تهران بدان شهر منتقل نموده اندمثلا آقای قریشی معاون سابق فرماندار ابهر،اقای خلفی مسئول خانه صنعت ابهر،آقای حسین کشاورز افشار مدیرمسئول هفته نامه رویداد های شهرازخرمدره و یا محمدحسین فتحی و... که همه آنها در مسئولیت های مهمی در شهر داری و یا وزارت اقتصادودارایی مشغول کار شده اند ودر آینده می توانند نقاط قابل اتکایی برای منعطف نمودن نظر مسئولان ارشد به منطقه و یا ارائه کمک به مردم شهرستان های ابهر و خرمدره در شرایط سخت باشند.
براستی چرا افرادی چون هوشمندصفایی و یا محمدعزیزی می توانند و حتی اگر گوش بدرخواست کمک خواهی افراد بومی ابهر وخرمدره در تهران ندهند از سوی افرادی چون من موردانتقاد قرارمی گیرند و به شدت موردمواخذه واقع می شوند که چرا برای فلانی که برای کمک خواهی بدر خانه شما آمده بود کمکی نکردید و کسی هم درسطح دوشهرستان به پا نمی خیزد که بگوید چرا این افرادرا موردانتقاد قرارمی دهید ولی چون موضوع استمداداز نماینده چه درزمان مهدوی و یا در حال حاضرصدایی بلند می شود که باید کمک کنند افرادی برمی آشوبندومی گویند اگرنماینده ابهری بود ویا از کسانی بودکه شما حمایت از آنها را درسر لوحه کارتان گذارده بودید این گونه موردانتقاد واقع نمی ساختید؟
دوستان شما را به خدا کنار بگذارید این تعصبات خشک و نامنعطف را و بپردازیدبه این موضوع که برای توسعه منطقه همه باید دست بدست هم بدهیم وبرای آن برنامه وطرح داشته باشیم امروز ابهر وخرمدره به تمام نیروهای دارای تاثیربر تصمیم هانیاز مند می باشد و فرقی نمی کندکه این نیروها در جمعیت ابهری های مقیم تهران باشد ،شهردار منطقه شانزده تهران باشد و یا مدیر صنعتی معتمددر وزارت صنایع ومعادن و یا نماینده فعلی وگذشته منطقه باشد همه باید دست بدست هم بدهیم و با همکاری وهمراهی هم برای پیشرفت منطقه برنامه و طرح ارائه دهیم زیرا که تنها با این نیت است که می شودبه وحدت رسید و به قولی نفمعه ای سرود که در یاد مردم بماند
خوشا به حال افرادی چون دکترهوشمندصفایی ویا محمد عزیزی که نغمه های سروده شده توسط آنها جاودانه شده وهمیشه دریادمردم خواهدماند وبدا به حال کسانی که هم قدرتش را داشتند وهم موقعیتش را اما با مردم و سرنوشت آنها بازی کردند و چیزی ازخودباقی نگذاردند.
