خاکسار درونی پر غوغا داشته و با دیدن برخی از تفاوت های موجود در نرخ بهره
مندی 
از رفاه سخت دلتنگ می گشته و تلخ گویه هایی را نثار مراجع ومراکز مولد ومروج آنها وحتی آدم هایی که چنین وضعیتی را مشاهده ولی در برابرآن سکوت می کرده اند می ساخته است مثلا زمانی که در داستان فرار از سرما بحثی چون نگه داشتن البسه و پاپوش های نو برای عید نوروز را مطرح می سازد و ار رفتن برف در کفش علی تصویری بسیاردرد ناک بیرون می دهد در عمل شرایطی را واگویه می کند که داستان تمام آدم های دور وبر او وبلکه داستان خود اوست و یا زمانی که از زاویه چشم علی لوله های بخاری پردود شهرداری را توضیح می دهد و عنوان می دارد که چطور می شد که منهم مثل آنانکه درکنار بخاری نشسته اند و باهم درددل می کنندبودم و یا پدرم نمرده بود و اگرهم بود پولدار بود ومرا بمدرسه می گذاشت و استادمرادهم نمی توانست مرا کتک بزند هدفش این است که بگوید تفاوت های موجود طبقاتی از منظر افرادی که با آنها رویارویی دارند ریشه در عوامل متعددی دارد وحتی افراد ساده دل و بی سواد که با رگ و پوست و استخوان خوداین تفاوت ها را لمس می نمایند به نسبت ارتباطی که با موضوع می یابند عواملی را پیش چشمان خود قطارمی نمایند و به نسبت آن عوامل آرزو وانتظارات خودرا قطار می نمایند ویا زمانی که از خانه هایی به شکل دخمه و مغازه هایی که بدلیل نداشتن شیشه درزمستان بسیار نفس گیر و تاریک یاد می نماید منظورش این است که افرادموجود در جامعغه امروزین حتی امکان آن را ندارندکه خانه ومحل کار متناسب با عنوان انسانی داشته باشند وحتما در نظر اووجود داشته اندخانه هایی که افرادخاصی در آنها زندگی می کرده اندو از نظررفاه و آسایش می توانستندهمانندیک انسان در آن زندگی کنند و ازبودن خودلذت ببرند. ویا زمانی که در ارائه تصویری از قهوه خانه ومباحث مطرح در آن این حرف را از زبان حسین قلی مطرح می سازد که تو فقط انسانیت را در پول درآوردن می دانی چه بسیا رند دراین شهر حیوانی های که بهتراز هر کسی می توانند پول در بیاورند پولی که مال بدبخت بیچاره است هدفش تهاجم به چرخه ویا سمت حرکت ثروت و در آمد به سوی افراد و خانواده های مرفه می باشد که می توانندبدون آنکه اندک سهمی برای دیگران از داشته های خود قائل باشند و یا حتی به درست بودن روش های کسب در آمد خود بیاندیشند سهم حتی قانونی دیگران را مال خودکنند بدون آنکه مراجع رسمی مدیریت منابع در پی این باشند که به نوعی با بروزو استمرارچنین فرایند و پدیده ای بخواهندو بتوانندمبارزه بنمایند. ویا زمانی که در توصیف عمومی رفتار مردم دورویی و ملامت بیمورد دیگران و دروغ گویی را مطرح می سازد قصدش این است که بگوییدوجود چنین خصوصیاتی مانع ازآن می شودکه مردم بتوانندبه توافق برسند و یا هدف واحدی را برای خود معیین بدارند و با تمام توان در جهت تحقق آن اهداف تلاش نمایند و از همین روست که همان مردم گرسنه ودورو با توجه به اینکه در مقابل چشمان خود می بینندکه اگربدبختی آنها را به تاریک خانه ها هدایت نموده و در مقابل آنانی که بایدبرای آنها بدنبال راه چاره ای باشند به میزخودچسبیده اند و سوز سرما را با چپیدن به بغل بخاری به سخره گرفته اند باز همدیگررا به باد توهین و استهزاء می گیرند و یا برای اثبات حقانیتی ظاهری که در منطق خود دارند دیگران را به سکوت فرا می خوانند ویا حتی با کتک کاری وا می دارند که از منطق آنها تبعهیت نمایند و این درد و گرفتاری می باشد که ما درهمیشه تاریخ با آن مواجه بودهایم ومتاسفانه بسیاری از انرژی و انگیزه ما را به یغمی داده است .آری زمانی که خاکسار در داستان فرار ازسرما به ارائه تصویری بسیاردردناک از کشکستانی به نام بیمارستان ویا تصویری تراژیک ازمرگ علی ومادرش و دفن آنها می دهد و در پایان با یک فلاش بگ تصویر را روی دود لوله بخاری شهرداری و شهربانی می کشد در اصل تلاش می کندبه من وما بباوراندکه او برخلاف دیگرمردمان هم عهد خودش می دانسته که مشکل کاردر کجاست و اگر قراراست که کسی را مقصر ومسبب مرگ علی ومادرش و یا مرگ تدریجی جوانانی همچون علی معرفی نمایند بایدچون او این جستجو را با پی گرفتن دود ویا بوی غذا و یا گرمی ونرمی مورد نیاز انسان که همه آنها دراطاق شهرداری و شهربانی و متمولان شهر متمرکز گردیده است پی بگیرد زیرا که اگر همه آن انرژی که دود تولید می کند و یا همه آن گرمایی که در خانه متمولان برای از سرما دور نگه داشتن این ازما بهتران به مصرف می رسد دربین تمام مردم تقسیم گردد حداقل دیگربا پدیده هولناکی چون مرگ جوان وپیرآنهم نه از مشکل وفشار لاعلاج بلکه از ابتدایی ترین مشکل انسانی که ای بسی شناسایی وحل آن درهمان زمان آدم های ابتدایی واقع شده است بوجود نیاید .
آری خاکسارهمه این درد ها را می شناسد و زمانی که دست به قلم می برد در صدد نیست که با خلق اثری عمیق و مردم باور خود را صاحب قلم چیره دستی بنمایاندکه می تواندمردم را با هر درجه از سواد تحت تاثیر بگیرد اگرچه که حتی اگردر پی این هدف هم باشدالحق دارای آن ظرفیت و دانایی هست اما او دنبال چیز دیگری است و آن اینکه بگوید و مردم را به این باوربرساند که مشکل آدم هایی چون علی ومادرش و علی ها ومادرانشان نه درجایی نا معلوم بلکه در همانجایی می باشدکه از لوله های آن دود سوختن فرصت ها و استعداد ها به هوا برمی خیزد زیرا که بعید نبوداگرامکانات اجتماعی به نسبت مساوی و یا به عدالت دربین تمام مردم تقسیم می شدو علی هم می توانست در مدرسه حاضرباشد و تخصص ومهارت لازمه کمک به خود و دیگران را یادبگیرد به فردی تبدیل شود که بتواند برای گوشه ای از درد های مردم درمان و برای توسعه وپیشرفت جامعه راه کارارائه دهد اما چون چنین نشده و آنکه برخوردار بوده زمانی که درکناربخاری گرم خویش و درخانه برخوردار از هوای سالم در خوشی باد آورده می لولد چه می داند که در چندده متر آن طرف تر مادر و فرزندی تنها بدلیل نداشتن سواد برای آنکه بدانند بیماری واقعیتی است کشنده که راه درمانش نه در نزد رمال و ملای ده بلکه درنزد طبیب حاذقی می باشد که درس شناسایی عامل بیماری و راه درمانش را خوانده باشد ویا به دارویی نیاز داردکه بابت همان میکروب(ویروس ویا باکتری)ساخته شده باشد وبه پولی نیاز مند است که نه برای تعریف فاصله طبقاتی ونرخ برخورداری بلکه برای انجام اسان مبادلات انسانی ساخته شده است اما اگر بدین وظیفه نمی پردازدبه خاطر آن است که انسان درچنین جوامعی نه به خاطر جایگاه ومنزلت خلیفه الهی بلکه به نسبت سهم و برداشتی که ازمنابع تنها برای بالا نشان دادن خود دارد حرمت می بیند ومی تواند راحت باشد.
ویا در مصرعی از یک قصیده آنجا که می پرسد:
آدمی دزدی و دغل کاریست؟ بشریت به ننگ وبی عاریست؟
وپاسخ می دهدکه:
سگ بودبهتراز چنین آدم این چنین آدمست از سگ کم
مسلم است که این چنین سخنانی تنها ازیک دل شوریده و درونی پرآشوب نسبت به منزلت وجایگاه آدمی برمی آید و نشانگرآن است که خاکساربیش از آنکه به فکر دور نمودن خوداز دیگر مردمان باشد سعی داشته تا با نزدیکی به آنها ونشان دادن رسالتی که انسان دارد منشاء خیری برای مردم باشد اما حیف که کسی در آنچه او فکرش را می کرده و یا آرزویش را داشته و آنها را در این ابیات توصیف نموده است
دست ما گر تهیز سیم وزره باشه دوست عزیز می گذره
دل ما از امید اکنده س ثروت ما امید و آینده س
تاملی ننموده و یا بدنبال آن نبوده که با درک حالات روحی خاکسار حداقل از سراینکه عنوان بدارد ما هم دریافت ودرک تو را داشته ایم و یا داریم خاکسار را در ادامه راه قوی و ثابت قدم بدارد.واین دردیست جانگاه که متاسفانه در تمام دوران های تاریخی جامعه ما متوجه دانایان ملت ما شده است دانایان که درمیان قوم وقبیله و ایل وتبارخودتنها بودهاند و شاید هم بیش از دیگران از آنانی آزار دیده اند که جزیی از خانواده آنها بوده است.!!!
